تاثیر مشارکت والدین در ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_511

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف ارائه یک تحلیل جامع و عمیق از تاثیرات چندوجهی مشارکت والدین بر ارتقای عملکرد تحصیلی دانش آموزان در چارچوب نظریات سطح دکتری انجام شده است. این تحقیق با فرض بر این است که مشارکت فعال و معنادار والدین، نه صرفا یک عامل کمکی، بلکه یک پیش شرط اساسی برای موفقیت پایدار آموزشی است که از طریق سازوکارهای پیچیده روان شناختی، اجتماعی و فرهنگی در دانش آموزان تجلی می یابد. در جهان امروز که پیچیدگی های آموزشی و فشارهای محیطی رو به افزایش است، اتکای صرف به محیط مدرسه ناکافی به نظر می رسد و نیازمند یک رویکرد سیستمی هستیم که نقش خانواده را در راس آن قرار دهد. این پژوهش با رویکردی نظری-تحلیلی، ابتدا چارچوب های بنیادین نظری مانند نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو (Bourdieu)، نظریه اکولوژیکی برونفن برنر (Bronfenbrenner) و مدل پنج سطحی مشارکت اپستاین (Epstein) را به تفصیل مورد واکاوی قرار می دهد تا پایه های مفهومی لازم برای تحلیل فراهم شود. سرمایه فرهنگی والدین، شامل دانش، مهارت ها و هنجارهای مورد تایید سیستم آموزشی، مستقیما با حمایت های عاطفی و ساختاری خانواده در هم تنیده شده و انتظارات تحصیلی را در دانش آموز نهادینه می کند (بوردیو، ۱۹۸۶). همچنین، نظریه اکولوژیکی، مشارکت والدین را به عنوان عنصری حیاتی در سیستم مزوسستم (تعاملات بین خانواده و مدرسه) و اگزوسیستم (حمایت های اجتماعی بزرگ تر) تعریف می کند که همبستگی و انسجام محیط یادگیری دانش آموز را تضمین می نماید (برونفن برنر، ۱۹۷۹). تحلیل پیشینه پژوهش نشان می دهد که رابطه مشارکت و عملکرد تحصیلی یک رابطه خطی ساده نیست، بلکه تابعی از نوع مشارکت (آموزشی، حمایتی، تصمیم گیری)، سطح اجتماعی-اقتصادی والدین و ویژگی های زمینه ای دانش آموز (سن، جنسیت، سطح تحصیلات قبلی) است. یافته های جهانی و داخلی بر تاثیر مثبت اشکال ساختارمند مشارکت مانند حضور در جلسات اولیا و مربیان و کمک به تکالیف تاکید دارند، اما پژوهش حاضر بر اهمیت مشارکت های کیفی تر مانند گفتگوهای عمیق درباره یادگیری و پرورش نگرش مثبت نسبت به آموزش تاکید بیشتری دارد. یکی از محورهای اصلی این تحقیق، شناسایی سازوکارهای واسطه ای (میانجی) است. اثبات شده است که مشارکت والدین به طور مستقیم بر عملکرد تاثیر نمی گذارد، بلکه از طریق تقویت متغیرهایی نظیر انگیزش درونی (که با احساس خودمختاری و شایستگی مرتبط است)، خودکارآمدی تحصیلی (باور دانش آموز به توانایی خود در موفقیت)، و عزت نفس بالا، مسیر خود را به سوی بهبود نمرات و مهارت های حل مسئله باز می کند (باندورا، ۱۹۹۷). سرمایه اجتماعی حاصل از شبکه های خانوادگی و مدرسه ای نیز به عنوان یک عامل تسهیل کننده عمل می کند که دسترسی به منابع و اطلاعات مفید را میسر می سازد.این پژوهش همچنین به بررسی موانع پیچیده مشارکت، از جمله موانع ساختاری (مانند ساعات کاری والدین، کمبود منابع) و موانع روان شناختی (مانند احساس بی کفایتی والدین در مواجهه با نظام آموزشی مدرن) می پردازد و بر لزوم توسعه راهکارهایی چندسطحی برای غلبه بر آن ها تاکید دارد. در نهایت، یک مدل مفهومی پیشنهادی ارائه می شود که تعاملات پویا میان ابعاد مشارکت (شامل مشارکت در خانه، مدرسه و جامعه) و پیامدهای عملکردی (شناختی، عاطفی و اجتماعی) را در بستر متغیرهای تعدیل کننده (نظیر فرهنگ و وضعیت اقتصادی) تبیین می سازد. این مطالعه با تاکید بر لزوم تدوین سیاست های آموزشی مبتنی بر شواهد قوی، بستری برای درک عمیق تر این پدیده چندبعدی فراهم می آورد

نویسندگان

معصومه بهادری شادی

کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران(همدان)

سعید شفیق

کارشناسی ارشد الهیات و فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه ملایر

لیلا مرشدی نجات

کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان

صبا رضایی

دانشجوی ترم آخر ارشد روانشناسی تربیتی دانشگاه آزاد واحد خرم اباد