نقش ابزارهای هوشمند در شخصی سازی فرآیند یاددهی–یادگیری در مدارس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CTSTE02_126

تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، گسترش ابزارهای هوشمند و فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی، موجب بروز تحولات عمیق در حوزه آموزش و یادگیری شده است. یکی از مهم ترین این تحولات، حرکت به سمت «شخصی سازی فرآیند یاددهی–یادگیری» در مدارس است؛ رویکردی که تلاش می کند آموزش را با نیازهای واقعی، سرعت یادگیری، سبک شناختی و علایق هر دانش آموز هماهنگ کند. ابزارهای هوشمند با قابلیت تحلیل داده های یادگیری، پایش عملکرد لحظه ای، ارائه بازخورد فوری، و تطبیق محتوا با توانایی های فردی، زمینه ای فراهم کرده اند که آموزش از یک الگوی یکسان برای همه، به الگویی پویا، انعطاف پذیر و فردمحور تبدیل شود. در محیط های آموزشی سنتی، معلم غالبا ناچار است درس را با یک سرعت مشخص و در یک قالب ثابت برای همه دانش آموزان تدریس کند؛ رویکردی که می تواند منجر به خسته شدن یادگیرندگان پیشرو و عقب ماندن یادگیرندگان کندتر شود. اما ابزارهای هوشمند مانند سیستم های توصیه گر آموزشی، نرم افزارهای تحلیل عملکرد، سامانه های مدیریت یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و کلاس یارهای هوشمند، به گونه ای طراحی شده اند که بتوانند به طور پیوسته داده های رفتاری و شناختی دانش آموز را تحلیل کنند و مسیر یادگیری مناسب او را تنظیم نمایند. این ابزارها با ارائه تکالیف هوشمند، تمرین های سازگار، منابع چندرسانه ای متناسب با سبک یادگیری و امکانات خودارزیابی، می توانند کیفیت آموزش را ارتقا داده و تجربه ای شخصی تر و اثربخش تر برای دانش آموز رقم بزنند. شخصی سازی آموزش به کمک ابزارهای هوشمند، علاوه بر اینکه موجب افزایش انگیزش درونی و احساس کنترل بر یادگیری می شود، می تواند اضطراب تحصیلی را کاهش دهد، اعتمادبه نفس دانش آموزان را تقویت کند و سطح مشارکت و تعامل فعال آنان را به شکل چشمگیری افزایش دهد. از سوی دیگر، معلمان نیز با بهره گیری از گزارش های تحلیلی و اطلاعات لحظه ای تولید شده توسط ابزارهای هوشمند، قادر خواهند بود تدریس خود را دقیق تر برنامه ریزی کنند، نقاط ضعف و قوت هر دانش آموز را بهتر بشناسند و برای هر فرد مسیر رشد مناسب تری طراحی نمایند. در چنین محیطی، نقش معلم از انتقال دهنده صرف محتوا به «طراح یادگیری»، «تسهیل گر رشد فردی» و «راهنمای شناخت نیازهای یادگیرنده» تغییر می یابد. با وجود این مزایا، استفاده از ابزارهای هوشمند در مدارس چالش هایی نیز به همراه دارد؛ از جمله نگرانی های مربوط به مدیریت داده ها و حریم خصوصی، وابستگی بیش از حد دانش آموزان به فناوری، کاهش ارتباط انسانی در فرآیند یاددهی–یادگیری، کمبود زیرساخت های مناسب، و نیاز به آموزش حرفه ای معلمان. این چالش ها اگر بدون برنامه ریزی مناسب رها شوند، می توانند اثربخشی شخصی سازی را کاهش دهند یا حتی به نتایج معکوس منجر شوند. از این رو، بهره گیری از ابزارهای هوشمند باید در چارچوب یک سیاستگذاری هوشمندانه، اخلاق مدار و هدفمند انجام گیرد. این مقاله با هدف بررسی نقش ابزارهای هوشمند در شخصی سازی فرآیند یاددهی–یادگیری در مدارس تدوین شده است و تلاش می کند ضمن تبیین مفاهیم نظری، به کاربردهای عملی، مزایا،محدودیت ها و پیامدهای آموزشی آن بپردازد. امید است یافته های این پژوهش بتواند در مسیر توسعه آموزش های نوین مبتنی بر فناوری، برای معلمان، پژوهشگران و طراحان آموزشی سودمند باشد.

نویسندگان

مائده اکبری جامی

کارشناسی آموزش ابتدایی