مقایسه تدریس سنتی و تدریس مبتنی بر هوش مصنوعی در افزایش انگیزش یادگیری دانش آموزان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CTSTE02_117
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
انگیزش یادگیری به عنوان یکی از مهم ترین متغیرهای روان شناختی و آموزشی، نقش بنیادینی در کیفیت، عمق و پایداری یادگیری دانش آموزان ایفا می کند. پژوهش های متعدد نشان داده اند که سطح انگیزش دانش آموزان ارتباط مستقیمی با میزان مشارکت فعال، پیشرفت تحصیلی، خودتنظیمی و نگرش آنان نسبت به یادگیری دارد. با این حال، بسیاری از نظام های آموزشی همچنان متکی بر روش های تدریس سنتی هستند که عمدتا بر انتقال یک سویه محتوا، نقش محوری معلم و ارزشیابی های نتیجه محور تاکید دارند. این رویکردها، اگرچه در دوره هایی پاسخگوی نیازهای آموزشی بوده اند، اما در مواجهه با تنوع سبک های یادگیری، تفاوت های فردی و انتظارات نسل جدید دانش آموزان با چالش های جدی مواجه شده اند و در بسیاری از موارد نتوانسته اند انگیزش یادگیری پایدار و درونی را در فراگیران تقویت کنند. در دهه های اخیر، پیشرفت سریع فناوری های نوین و به ویژه هوش مصنوعی، افق های تازه ای را پیش روی آموزش و پرورش گشوده است. هوش مصنوعی با قابلیت هایی همچون تحلیل داده های یادگیری، ارائه بازخورد فوری، تطبیق محتوای آموزشی با سطح توانمندی دانش آموزان و ایجاد محیط های یادگیری تعاملی، بستری نوین برای تحول در روش های تدریس فراهم کرده است. تدریس مبتنی بر هوش مصنوعی، رویکردی دانش آموزمحور است که به جای یکسان سازی آموزش، بر شخصی سازی یادگیری و فعال سازی نقش فراگیران تاکید دارد. این ویژگی ها می تواند تاثیر بسزایی در افزایش انگیزش یادگیری، به ویژه انگیزش درونی، داشته باشد؛ چراکه دانش آموزان در چنین محیط هایی احساس خودمختاری، شایستگی و معناداری بیشتری نسبت به فرآیند یادگیری تجربه می کنند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه تدریس سنتی و تدریس مبتنی بر هوش مصنوعی در افزایش انگیزش یادگیری دانش آموزان است. این پژوهش به روش توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از مطالعات نظری و پژوهش های داخلی و خارجی انجام شده است. در این راستا، ابتدا ویژگی ها، مزایا و محدودیت های هر یک از دو رویکرد تدریس سنتی و تدریس مبتنی بر هوش مصنوعی مورد بررسی قرار گرفته و سپس تاثیر هر یک بر ابعاد مختلف انگیزش یادگیری دانش آموزان تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تدریس سنتی، علی رغم برخورداری از ساختار منظم و سهولت اجرا، غالبا انگیزش بیرونی را تقویت کرده و در ایجاد انگیزش درونی پایدار با محدودیت هایی مواجه است. در مقابل، تدریس مبتنی بر هوش مصنوعی به دلیل فراهم سازی بازخوردهای فوری، یادگیری تطبیقی و تعامل فعال، نقش موثرتری در افزایش علاقه، مشارکت و انگیزش درونی دانش آموزان ایفا می کند. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بهره گیری هدفمند از هوش مصنوعی در فرآیند تدریس می تواند به عنوان راهکاری موثر برای ارتقای انگیزش یادگیری دانش آموزان مورد توجه قرار گیرد. با این حال، تحقق این امر مستلزم آموزش معلمان، فراهم سازی زیرساخت های مناسب و تلفیق هوشمندانه روش های سنتی با فناوری های نوین است. یافته های پژوهش حاضر می تواند برای معلمان، مدیران آموزشی و سیاست گذاران آموزش و پرورش در راستای بهبود کیفیت یاددهی–یادگیری و افزایش انگیزش دانش آموزان مفید واقع شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زینب جعفری کلوکن
ارشد روانشناسی عمومی