نقش معلم در پیشگیری از کاهش تلاش ذهنی دانش آموزان در عصر هوش مصنوعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFSSPS01_1368
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که هوش مصنوعی به عنوان یکی از قدرتمندترین ابزارهای شناختی و عملیاتی در تمامی ابعاد زندگی بشر، از جمله نظام های آموزشی و فرآیندهای یادگیری، جایگاه ویژه ای یافته است، نگرانی های جدی در مورد پیامدهای عصبی-شناختی وابستگی بیش از حد به این فناوری ها در حال افزایش است، به ویژه اینکه شواهد علمی جدید نشان می دهد استفاده غیرانضباطی و بدون نظارت از ابزارهای هوش مصنوعی در حل مسائل ریاضی، نوشتاری و تحلیلی، می تواند منجر به تضعیف پیوندهای عصبی در نواحی مرتبط با حافظه کاری، توجه پایدار و استدلال منطقی در مغز انسان، به ویژه در گروه سنی دانش آموزان و دانشجویان شود، زیرا مغز انسان دارای خاصیت پلاستیسیته عصبی است و هرگونه کاهش در فعالیت های ذهنی دشوار و تمرین های شناختی مستمر، به تدریج منجر به کاهش ظرفیت های اجرایی و توانایی های تفکر انتقادی می شود، بنابراین این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با هدف بررسی نقش حیاتی معلمان به عنوان «محافظان مغز» در مقابل فرسایش توانایی های شناختی ناشی از اتوماسیون ذهنی توسط هوش مصنوعی طراحی و اجرا شده است، در این راستا، با مرور عمیق ادبیات نظری و بررسی میدانی در محیط های آموزشی منتخب، نشان داده شد که حضور فعال، نظارتی و هدایت گر معلمان نه تنها به عنوان منتقل کنندگان دانش، بلکه به عنوان تسهیل گرانی که با طراحی تکالیف پیچیده، پرسشگری های سقراطی و ایجاد چالش های ذهنی کنترل شده، از «تنبلی شناختی» که توسط هوش مصنوعی تشویق می شود، جلوگیری می کنند، نقش کلیدی ایفا می نمایند، یافته های این مطالعه حاکی از آن است که زمانی که معلمان به جای رقابت با هوش مصنوعی، آن را به عنوان ابزاری مکمل و در عین حال محدود شده به زیرنظر نظارت انسانی به کار می گیرند، سطح درگیری شناختی دانش آموزان حفظ شده و از افت شدید مهارت های پایه مانند محاسبات ذهنی، نگارش خلاق و تحلیل عمیق متون جلوگیری به عمل می آید، در مقابل، غیبت یا نقش کمرنگ معلمان در کنار دسترسی آسان به خروجی های هوش مصنوعی، همبستگی مثبت و معنی داری با کاهش دامنه توجه، ضعف در حافظه کوتاه مدت و ناتوانی در حل مسائل غیرساختاریافته نشان می دهد، بنابراین این پژوهش استدلال می کند که تعریف مجدد نقش معلم از «منبع دانش» به «مربی شناختی» و «ناظر بر سلامت ذهنی یادگیرندگان» ضروری است، تا با تدوین پروتکل های اخلاقی و پداگوژیک جدید، مرزهای مشخصی بین استفاده سازنده و وابستگی مخرب به هوش مصنوعی ترسیم شود و از این طریق، پتانسیل های ذاتی مغز انسان برای تفکر عمیق، خلاقیت و قضاوت اخلاقی که توسط الگوریتم ها قابل جایگزینی نیستند، حفظ و تقویت گردد، در نهایت پیشنهاد می شود که سیستم های آموزشی با بازنگری در برنامه های درسی و آموزش مهارت های نظارت بر خود (Self-regulation) به دانش آموزان، و همچنین توانمندسازی حرفه ای معلمان برای تشخیص علائم افت شناختی ناشی از فناوری، بستر لازم برای پرورش نسلی با مغزهای فعال، مقاوم و خلاق را فراهم آورند، چرا که در غیر این صورت، خطر شکل گیری نسل هایی با «نابهنجاری های شناختی اکتسابی» به دلیل غفلت از تمرین های ذهنی دشوار، یک تهدید جدی برای آینده توسعه انسانی محسوب خواهد شد و نقش معلم به عنوان تنها بازوی انسانی و اخلاقی در برابر سیل اطلاعاتی و محاسباتی هوش مصنوعی، بیش از هر زمان دیگری حیاتی و غیرقابل جایگزین است.
نویسندگان