هوش مصنوعی و از بین رفتن لذت کشف: معلم به عنوان نگهبان کنجکاوی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFSSPS01_1359
تاریخ نمایه سازی: 17 مرداد 1405
چکیده مقاله:
چکیدهدر عصر حاضر، با گسترش بی وقفه و نفوذ عمیق فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، پرسشی بنیادین و چالش برانگیز پدید آمده است که هسته ی اصلی فرآیند یادگیری را هدف قرار می دهد؛ پرسشی که نه تنها درباره ی کارایی ابزارهای نوین، بلکه درباره ی ماهیت انسان یادگیرنده و نقش حیاتی معلم در حفظ و تقویت شوق کشف حقیقت می پرسد. هوش مصنوعی با ارائه ی پاسخ های آنی، شخصی سازی شده و اغلب دقیق، امکان دسترسی به اطلاعات را دگرگون کرده است، اما این سهولت در دسترسی به دانش، به نظر می رسد که هزینه ی پنهانی نیز دارد، هزینه ای که همانا «از بین رفتن لذت کشف» است؛ لذتی که در طول تاریخ، موتور محرکه ی خلاقیت، تفکر انتقادی و پیشرفت های بزرگ علمی و فلسفی بوده است. در این میان، نقش معلم از یک انتقال دهنده ی صرف دانش، به یک «نگهبان کنجکاوی» تغییر ماهیت می دهد؛ نقشی که دیگر تنها در انتقال اطلاعات خلاصه نمی شود، بلکه در طراحی فضاهای یادگیری پویا، ایجاد چالش های فکری مناسب و هدایت دانش آموزان از طریق مسیرهای پیچیده ی تفکر قرار دارد تا آن ها نه تنها به پاسخ، بلکه به فرآیند پرسشگری و کشف مجدد دست یابند. این مقاله با رویکردی تحلیلی-انتقادی، به بررسی تاثیرات دوگانه ی هوش مصنوعی بر فرآیند یادگیری می پردازد؛ از یک سو، تسریع و تسهیل فرآیند یادگیری را به رسمیت می شناسد و از سوی دیگر، هشدار می دهد که وابستگی بیش از حد به الگوریتم ها می تواند منجر به تضعیف مهارت های شناختی سطح بالا، کاهش تاب آوری در برابر ابهام و از دست دادن انگیزه ی درونی برای یادگیری عمیق شود. با تکیه بر نظریه های روان شناسی شناختی و پداگوژی های انتقادی، این پژوهش استدلال می کند که معلم باید به عنوان یک معمار معنا و تسهیل گر فرآیند کشف عمل کند، نه صرفا ناظر بر خروجی های هوش مصنوعی. در این راستا، ضرورت بازتعریف رابطه ی بین معلم، دانش آموز و فناوری برجسته می شود؛ جایی که معلم با ایجاد تعادل میان بهره گیری از ابزارهای هوشمند و حفظ فضای بصری و فکری برای تجربه ی مستقیم کشف، می تواند از انجماد کنجکاوی طبیعی دانش آموزان جلوگیری کند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که وقتی هوش مصنوعی به عنوان یک ابزار کمکی در کنار تفکر انتری استفاده شود، می تواند پتانسیل های یادگیری را متحول کند، اما زمانی که جایگزین فرآیند جستجو و تلاش فکری شود، منجر به نوعی «بی حسی شناختی» و کاهش عمق یادگیری می گردد. بنابراین، پیشنهاد می شود که سیاست گذاری های آموزشی بر توسعه ی سواد دیجیتال هوشمندانه و تقویت مهارت های تفکر انتقادی معلمین تمرکز کنند تا آن ها بتوانند در عصر هوش مصنوعی، همچنان به عنوان کانون های زنده ی کنجکاوی و خلاقیت در کلاس درس باقی بمانند و از تبدیل شدن فرآیند یادگیری به یک فرآیند مکانیکی و بدون لذت کشف، جلوگیری به عمل آورند. این پژوهش در نهایت تاکید می کند که هدف نهایی آموزش، پرورش انسان های متفکر و کنجکاو است که بتوانند در دنیای پر از داده، معنا بیابند و هوش مصنوعی باید در خدمت این هدف باشد، نه اینکه به ابزاری برای حاشیه راندن نقش انسانی و از بین بردن لذت پیدایش دانش تبدیل شود.کلمات کلیدی: هوش مصنوعی، لذت کشف، نقش معلم، کنجکاوی، فرآیند یادگیری.
نویسندگان
حمیده اعتمادی نژاد
* نویسنده اول
شهلا معینی فرد
نویسنده دوم
ملیحه زیرکی
نویسنده سوم
پری زیرکی
نویسنده چهارم