بررسی نسبت فناوری های نوین، اصالت تربیت و انسان محوری در فلسفه تعلیم و تربیت
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_1505
تاریخ نمایه سازی: 15 مرداد 1405
چکیده مقاله:
تعلیم و تربیت همواره یکی از بنیادی ترین و اثرگذارترین عرصه های حیات انسانی بوده است؛ عرصه ای که رسالت اصلی آن نه صرفا انتقال دانش، بلکه پرورش انسان هایی آگاه، مسئول، اخلاق مدار، خلاق و توانمند برای زیستن در جامعه است. از دیرباز اندیشمندان حوزه فلسفه تعلیم و تربیت بر این باور بوده اند که آموزش زمانی معنا و ارزش واقعی خود را می یابد که در خدمت رشد همه جانبه انسان قرار گیرد و بتواند ابعاد شناختی، عاطفی، اخلاقی، اجتماعی، معنوی و فرهنگی او را به صورت متوازن شکوفا سازد. از این منظر، تعلیم و تربیت فراتر از یک فرایند آموزشی یا انتقال اطلاعات، نوعی فعالیت انسان ساز و فرهنگ آفرین محسوب می شود که در آن، هدف نهایی، تربیت انسانی متعادل، خردورز، اخلاق گرا و برخوردار از قدرت تصمیم گیری آگاهانه است. بنابراین فلسفه تعلیم و تربیت همواره در پی پاسخ به این پرسش اساسی بوده است که «انسان چگونه باید تربیت شود تا بتواند زندگی فردی و اجتماعی مطلوبی را تجربه کند؟» در دهه های اخیر، ظهور فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات، اینترنت، شبکه های اجتماعی، رایانش ابری، کلان داده ها، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده و به ویژه هوش مصنوعی، چهره نظام های آموزشی جهان را به گونه ای بنیادین دگرگون ساخته است. توسعه سریع این فناوری ها نه تنها شیوه های یاددهی و یادگیری را متحول کرده، بلکه بسیاری از مفاهیم سنتی آموزش، نقش معلم، جایگاه یادگیرنده، محتوای درسی، ارزشیابی آموزشی و حتی اهداف تعلیم و تربیت را نیز مورد بازاندیشی قرار داده است. امروزه کلاس های درس هوشمند، یادگیری شخصی سازی شده، آموزش مجازی، سامانه های مدیریت یادگیری، دستیارهای هوشمند آموزشی و ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به بخش جدایی ناپذیر بسیاری از نظام های آموزشی تبدیل شده اند و انتظار می رود در آینده نزدیک، سهم فناوری در فرآیندهای تربیتی بیش از پیش افزایش یابد. در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی نسبت فناوری های نوین، اصالت تربیت و انسان محوری در فلسفه تعلیم و تربیت پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که فناوری زمانی می تواند موجب تحول مثبت در نظام های آموزشی شود که در چارچوب اهداف اصیل تربیتی و با محوریت کرامت و رشد همه جانبه انسان به کار گرفته شود. بنابراین، فناوری باید به عنوان ابزاری برای تقویت یادگیری، خلاقیت و ارتباطات انسانی مورد استفاده قرار گیرد، نه جایگزینی برای ارزش های تربیتی، نقش معلم و ماهیت انسانی فرآیند تعلیم و تربیت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
بی بی زهرا علیزاده
نویسنده اول
محبوبه وهابی
نویسنده دوم
پریسا فاضلی
نویسنده سوم
مریم ذبیحی
نویسنده چهارم