بررسی نقش میانجی تعامل شناختی در رابطه بین فناوری های یادگیری هوشمند و پرورش تفکر انتقادی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1465

تاریخ نمایه سازی: 15 مرداد 1405

چکیده مقاله:

فناوری های یادگیری هوشمند به واسطه قابلیت هایی مانند سازگارسازی محتوا، بازخورد لحظه ای، پیشنهاد مسیر یادگیری و تحلیل داده های یادگیری، ظرفیت دارند تجربه آموزشی را فردی سازی کنند و فرصت هایی برای فعالیت های شناختی سطح بالا فراهم آورند. تعامل شناختی به عنوان یکی از مهم ترین متغیرهای فرایندی، به کیفیت درگیری ذهنی دانش آموز با محتوا و تکلیف اشاره دارد و شامل توجه پایدار، پردازش عمیق، خودپرسشگری، پایش فهم و اصلاح خطاها می شود. این سازه می تواند توضیح دهد که چرا فناوری های هوشمند در برخی شرایط موجب رشد تحلیل، ارزشیابی و استدلال می شوند و در شرایطی دیگر اثر چشمگیری برجای نمی گذارند. هنگامی که فناوری به گونه ای طراحی و اجرا شود که دانش آموز را به توضیح دلایل، مقایسه گزینه ها، بررسی شواهد و بازاندیشی درباره پاسخ ها وادارد، تعامل شناختی افزایش می یابد و زمینه برای پرورش تفکر انتقادی فراهم می شود. در مقابل، اگر فناوری مسیرهای آماده، ارزیابی های کم عمق و پاسخ های فوری را برجسته کند، تعامل شناختی کاهش می یابد و پیامدهای شناختی سطح بالا تحقق پیدا نمی کند. تعامل شناختی می تواند نقش میانجی معناداری در رابطه بین فناوری های یادگیری هوشمند و تفکر انتقادی ایفا کند. این نتیجه دلالت دارد که برای دستیابی به هدف پرورش تفکر انتقادی، باید تمرکز از صرف فراهم کردن فناوری به سمت طراحی موقعیت های یادگیری عمیق و هدایت فرایندهای شناختی منتقل شود. در این راستا، به کارگیری بازخوردهای تبیینی، تکالیف مبتنی بر مسئله، پرسش های سطح بالا، فرصت های بازنگری و ایجاد چالش بهینه از جمله راهبردهایی است که می تواند تعامل شناختی را تقویت کند و اثر فناوری را بر تفکر انتقادی افزایش دهد.

کلیدواژه ها:

تعامل شناختی ، فناوری های یادگیری هوشمند ، پرورش تفکر انتقادی ، دانش آموزان

نویسندگان

زهره خسروی

نویسنده سوم

فاطمه دهقانی

نویسنده چهارم