دوگانه سازی مغز تدریس: تقسیم کار شناختی بین معلم انسانی و معلم مصنوعی بر اساس نظریه ی یک پارچگی اطلاعات

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFTRA02_1254

تاریخ نمایه سازی: 15 مرداد 1405

چکیده مقاله:

گسترش شتابان هوش مصنوعی در نظام های آموزشی، ضرورت نظری و کاربردی روشنی را برای تبیین چگونگی توزیع مسئولیت های شناختی میان معلم انسانی و معلم مصنوعی پدید آورده است. پژوهش حاضر با هدف مفهوم پردازی و آزمون تجربی «دوگانه سازی مغز تدریس» طراحی شده است؛ چارچوبی مفهومی که بر نظریه ی یک پارچگی اطلاعات (Integrated Information Theory) مبتنی است و شناخت را به مثابه ی یکپارچگی اطلاعات در درون یک سامانه تعریف می کند. با تکیه بر سنجه ی محوری فی (Φ) در این نظریه، پژوهش حاضر می کوشد تا قلمروهایی را شناسایی کند که در آن ها معلم انسانی و معلم مصنوعی به ترتیب از ظرفیت یکپارچگی شناختی بالاتری برخوردارند. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ی محقق ساخته ای است که بر پایه ی نظریه ی بار شناختی سولر، طبقه بندی بازنگری شده ی اهداف آموزشی اندرسون و کرتوول، نظریه ی شناختی یادگیری چندرسانه ای مایر، و مطالعات تجربی اخیر درباره ی هوش مصنوعی در آموزش طراحی شده است. روایی صوری و محتوایی ابزار با نظر پانزده نفر از خبرگان فناوری آموزشی، روان شناسی شناختی و فلسفه ی تعلیم و تربیت تایید شد و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (α = ۰/۹۴) بر روی نمونه ی مقدماتی ۴۵ نفره به دست آمد. جامعه ی آماری پژوهش ۳۸۰ نفر از متخصصان فناوری آموزشی و روان شناسی شناختی بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و از میان آنان ۳۱۲ نفر پرسشنامه های قابل تحلیل را بازگرداندند. پس از تایید نرمال بودن توزیع داده ها از طریق آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای در برابر نقطه ی میانی نظری خنثی انجام شد. یافته ها نشان دادند که معلمان انسانی در قلمروهای مربوط به همدلی هیجانی، انتقال ارزش ها، ترکیب خلاقانه، استدلال اخلاقی و شکل دهی رابطه ی معنادار با دانش آموز، از ظرفیت یکپارچگی شناختی به طور معناداری بالاتر از معلمان مصنوعی برخوردارند. در مقابل، معلمان مصنوعی در دقت محاسباتی، ارائه ی تمرین های تکراری، شخصی سازی مقیاس پذیر، بازخورد داده محور در لحظه و تشخیص الگو در مجموعه داده های بزرگ، یکپارچگی شناختی بالاتری را نشان می دهند. یافته ها از مدل هم افزایشی و نه جایگزینی همکاری انسان و هوش مصنوعی در آموزش حمایت می کنند؛ مدلی که در آن دوگانگی کارکردهای شناختی به ارتقای کیفیت تدریس می انجامد. این پژوهش با عملیاتی ساختن نظریه ی یک پارچگی اطلاعات برای طراحی آموزشی به بنیان نظری هوش مصنوعی آموزشی کمک می کند و پیامدهای کاربردی برای توسعه ی حرفه ای معلمان، طراحی سامانه های هوشمند تدریس و سیاست گذاری آموزشی ارائه می دهد.

کلیدواژه ها:

دوگانه سازی مغز تدریس ، تقسیم کار شناختی ، معلم انسانی ، معلم مصنوعی ، نظریه ی یک پارچگی اطلاعات ، بار شناختی ، هوش مصنوعی در آموزش

نویسندگان