هدف: شاهنامه، اثر فردوسی، بی شک از منابع اصلی، شناسنامه و هویت فرهنگی ایرانیان است. باید اعتراف کرد علی رغم آنکه در حوزه هایی چون ادبیات و ...، پژوهشها و تحقیقات ارزشمندی پیرامون این اثر ارزشمند صورت گرفته، اما در حوزه رسانه شاهنامه هنوز منبعی ناشناخته است. یک از این ویژگی های ناشناخته، فنون اقناعی به کار گرفته شده در این متن حماسی است. در دنیای امروز ارتباطات اقناعی بخش مهمی از ارتباطات را تشکیل می دهد و نظریه های متنوعی در خصوص آن به وجود آمده و روش های مختلفی جهت رسیدن به
اقناع مخاطب مطرح شده است.روش: این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانهای، با معرفی مفاهیم
اقناع و محوریت قرار دادن مدل
ناهماهنگی شناختی و الگوی شش مرحلهای مک گوایر و پاپاجورجیس یا نظریه تلقیح، شیوه های اقناعی
پیران ویسه بزرگترین و خردمندترین جهان پهلوان توران زمین را در سه بخش : ۱) پیران به عنوان میانجی زندگی سیاوش، ۲)پیران به عنوان میانجی زندگی کیخسرو و۳)پیران به عنوان میانجی زندگی بیژن مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.یافته ها: یافته ها نشان میدهد که
پیران ویسه در بخش اول و دوم با مدل
ناهماهنگی شناختی و بکارگیری تکنیک هایی چون: برجسته سازی، رقیب سازی، استناد مکرر، گواهی دادن، عیاری و ... به دنبال ایجاد باورهای جدید در افراسیاب و در ادامه تغییر نگرش در او نسبت به سیاوش و کیخسرو است. همچنین در بخش ۳) پیران به عنوان میانجی زندگی بیژن، طبق الگوی شش مرحلهای مک گوایر و پاپاجورجیس یا نظریه تلقیح، با استفاده از تکنیکهای ایجاد ترس، استفاده از پیشینههای قبلی، ابزار مناسب، نیت و خیرخواهی و ... در باورهای افراسیاب خلل ایجاد کرده و باعث تغییر نگرش در وی شده است. نتیجه گیری: متن شاهنامه حاکی از آن است که فنون اقناعی به کار رفته در آن بسیار دقیق و متناسب با موقعیت بوده به همین خاطر در رویکرد بررسی
پیران ویسه بعنوان بزرگترین و خردمندترین پهلوان توران زمین می بینیم که شیوه های اقناعی او در هر سه بخش مورد مطالعه موثر بوده و
اقناع نیز اتفاق افتاده است. همچنین تکنیک هایی چون رقیب سازی، مذاکره، در موقعیت قرار دادن و عیاری از تکنیک های جدید و یافته های این مقاله است که می توان آنان را در گروه تکنیک های اقناعی قرار داد.