<span lang="FA">تجلی و استحضار جهان ناپیدا در نمایشنامه؛ مطالعه «مرگ یزدگرد» در پرسپکتیو زبانی «تئاتر قدسی» پیتربروک
محل انتشار: فصلنامه علمی تئاتر، دوره: 13، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_THEATER-13-1_001
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
از منظر پیتر بروک، ارزش هایی که زمانی هسته اصلی تئاتر را شکل می دادند، امروزه به کلی بی اعتبار شده اند؛ ازجمله این ارزش ها، مفهوم «دیدنی کردن امر نادیدنی» است و تئاتری که قادر به تجلی این ارزش باشد، «تئاتر قدسی» نامیده می شود. بروک ویژگی های متنوع و گوناگونی را برای عناصر اصلی تئاتر قدسی برمی شمارد و زبان را مهم ترین و تعیین کننده ترین عنصر آن می داند. به عقیده او، زبان نه تنها ابزار ارتباط، بلکه وسیله اصلی «تجلی و استحضار جهان ناپیدا» در تئاتر است و این ظرفیت زبان، نقش کلیدی و بنیادین در شکل دهی تجربه ی تئاتری دارد و می تواند اثرگذاری نمایش بر تماشاگر را به سطحی فراتر از ادراک روزمره برساند. علی رغم جهانی شدن ایده های بروک و پذیرش گسترده ی نظریه های او در حوزه تئاتر، تاکنون این کارکرد زبانی و ظرفیت های آن برای تحقق تئاتر قدسی در نمایشنامه های ایرانی به طور نظام مند سنجش نشده و هیچ الگویی مشخص برای چنین ارزیابی ای ارائه نگردیده است؛ به همین دلیل، خلا علمی و پژوهشی در این زمینه کاملا محسوس است و نیاز به بررسی دقیق و سیستماتیک احساس می شود. مقاله حاضر با هدف پر کردن این خلا طراحی شده است. در این راستا، نمایشنامه «مرگ یزدگرد» اثر بهرام بیضائی، که از نظر زبان شناسان و صاحب نظران حوزه ی تئاتر یکی از آثار برجسته و ممتاز در حوزه زبان نمایشی محسوب می شود، به عنوان نخستین اثر ایرانی با رویکرد کمی مورد کندوکاو و ظرفیت سنجی قرار گرفته است. ابتدا، از میان آموزه های بروک، هشت خصیصه بنیادین برای زبان تئاتر قدسی استخراج شده است که از این میان، شش مورد به دلیل قابلیت سنجش در متن مکتوب، به عنوان مبنای تحلیل و استنتاج انتخاب گردیدند. یافته های مهم این پژوهش نشان می دهد که زبان «مرگ یزدگرد» در ویژگی هایی چون «ایجاز کلامی» و «ساختارهای متناقض» به زبان تئاتر قدسی نزدیک می شود؛ اما در زمینه هایی مانند «تصویرسازی زبانی» و «اصوات غیرکلامی» محدودیت هایی دارد و این کمبودها مانع از تحقق کامل زبان قدسی می شوند. همچنین، حضور قابل توجه «خشونت زبانی» که با اصول زبان تئاتر قدسی در تعارض است، موجب کاهش اثرگذاری و انسجام تجربه ی تئاتری می شود. پژوهش همچنین نشان می دهد که ویژگی هایی مانند زبان آرکائیک، تعدد لایه های زبانی و دیگر جذابیت های زبانی، گرچه می توانند بسترساز باشند، لزوما با «تئاتر قدسی» تناسب مستقیم ندارند، اما نقش تکمیلی و انگیزشی در ایجاد فضای نمایش ایفا می کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اسماعیل شفیعی
دانشیار گروه تئاتر، دانشکده سینما و تئاتر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
مینا امامی
کارشناس ارشد رشته ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :