این پژوهش با رویکرد
فراترکیب کیفی به تحلیل رابطه
رسانه های اجتماعی مبتنی بر فناوری اینترنت و
مشارکت سیاسی در ایران می پردازد. سوال اصلی پژوهش بررسی چگونگی تاثیر
رسانه های اجتماعی بر
مشارکت سیاسی در ایران و تفاوت این تاثیرات در دوره های مختلف سیاسی است. برای پاسخ به این سوال، ۳۵ مقاله علمی-پژوهشی مرتبط با معیار های مشخص (انتشار در نشریات معتبر، استفاده از روش های تجربی، پوشش دوره زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲) مورد تحلیل قرار گرفت. فرایند تحلیل در سه مرحله انجام شد: کدگذاری اولیه، دسته بندی براساس چهار دوره بحرانی (۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱) و سنتز ساختاری در چهارچوب مدل «تعامل شبکه-قدرت-اعتماد». یافته ها نشان می دهد که رابطه رسانه ها و
مشارکت سیاسی در ایران دوگانه و زمینه وابسته است: در شرایطی که
اعتماد سیاسی نسبتا بالا است (دوره های ۱۳۸۸ و ۱۳۹۶)، رسانه ها مشارکت رسمی (رای دهی) را افزایش می دهند، درحالی که در شرایط کاهش
اعتماد سیاسی (دوره های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱)، رسانه ها عمدتا به افزایش مشارکت نامتعارف (اعتراضات آنلاین) منجر می شوند. یافته ها همچنین ادعای «انبساط جامعه مدنی» را به چالش کشیده و مفهوم «گذار از نهاد به شبکه» را پیشنهاد می دهند که در آن کنش ارتباطی دیجیتال گسترش یافته، اما در وضعیت «تعلیق ساختاری» قرار دارد، یعنی گسترش یافته اما ناپایدار، فعال اما بدون تثبیت نهادی. این تعلیق ساختاری ناشی از ضعف سرمایه اجتماعی پل زن، کاهش اعتماد سیاسی، شکاف دیجیتال طبقاتی و جغرافیایی و ساختار
حکمرانی دیجیتال ایران است. مدل «تعامل شبکه-قدرت-اعتماد» به عنوان چهارچوب تحلیلی ارائه می شود که سه لایه جهانی (جامعه شبکه ای کاستلز)، میانی (اقتصاد سیاسی پلتفرم ها و حوزه عمومی هابرماس) و بومی (حکمرانی دیجیتال ایران و سرمایه اجتماعی پاتنام) را تلفیق می کند و نشان می دهد که
رسانه های اجتماعی در ایران متغیری واسط در ساختار قدرت شبکه ای هستند که تاثیرات آن ها به طور کامل تحت تاثیر متغیر های ساختاری کلان قرار دارد.