هنر به مثابه شکل زندگی؛ تاثیر ویتگنشتاین متاخر بر معنای هستی شناسی اثر هنری نزد ریچارد ولهایم
محل انتشار: دوفصلنامه غرب شناسی بنیادی، دوره: 16، شماره: 1
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 59
فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_OCCIDE-16-1_007
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
غایت کلی ریچارد ولهایم (۲۰۰۳-۱۹۲۳) در فلسفه هنر خویش، گشودن افق های تازه در فهم اثر هنری است. وی با تاثیر از ویتگنشتاین (۱۹۵۱-۱۸۸۹) و با رویکردی ضدذات گرایانه، ایده «هنر به مثابه شکل زندگی» را طرح کرد و ناامیدی عرضه تعریفی از هنر را با وضعیتی جایگزین کرد که حسب آن آثار هنری مبتنی بر گستره ای از امکان ها درک می شوند. آنچه مورد توجه مقاله و نتیجه آن است، تحلیل پاسخ ولهایم به پرسش از هستی اثر هنری و نسبت آن پاسخ با مفهوم ویتگنشتاینی «شکل زندگی» است؛ پاسخی چند سویه که هم از کلیت انتزاعی غیر قابل درک فاصله دارد و هم اثر هنری را به مثابه چیزی قابل فهم با ویژگی هایی متکثر تبیین می کند، به نحوی که هستی اثر هنری نه مبتنی بر محدودیت ها، بلکه مبتنی بر امکان ها و موقعیت های بی نهایت آن تعین می یابد. روش این تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و گردآوری داده های آن به روش کتابخانه ای صورت گرفته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
هدی رفاهی
دانشجوی دکترای فلسفه هنر، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
علی مرادخانی
دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
مجید پروانه پور
عضو هیات علمی پژوهشکده هنر فرهنگستان هنر
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :