سابقه و هدف: نفت به عنوان مهم ترین منبع اقتصادی در کشور علاوه بر ایجاد درآمد، به صورت اجتناب ناپذیری در مراحل استخراج، پالایش، توزیع و انبارش سبب آلودگی محیط زیست می گردد. میکروارگانیسم ها در تنشهای محیطی از آنزیم های تجزیه کننده
ترکیبات نفتی برای تجزیه هیدروکربن ها به عنوان منبع کربن استفاده می کنند. استفاده از آنزیم ها، به دلیل عدم ایجاد آلودگی و قابلیت کنترل، بهترین روش پاک سازی آلودگی های محیط زیست است. از بهترین آنزیم ها برای تجزیه ترکیبات نفتی، آنزیم های لیگنینولایتیک هستند که توسط قارچ ها تولید می شوند. هدف از انجام این آزمایش،
بهینه سازی تولید آنزیم های تجزیه کننده
ترکیبات نفتی برای پاک سازی آلودگی نفتی است.مواد و روش ها: در این پژوهش از سویه قارچی E۲ که در بانک میکروارگانیسمی جهاد دانشگاهی شهید بهشتی نگهداری می شد استفاده گردید و توانایی تولید آنزیمهای لیگنینولایتیک در آن بررسی شد. طراحی آزمایش با نرم افزار ۱، ۲، ۲۲ Minitab برای
بهینه سازی تولید آنزیم صورت گرفت و محیطی که بیشترین میزان پروتئین را داشت، با روش اسپکتروفتومتری و بردفورد شناسایی شد.
سنجش آنزیمی در طول موج ۴۲۰ و ۵۹۵ نانومتر به ترتیب برای لاکاز و پراکسیدازها، با سوبسترای مناسب انجام شد. میزان غلظت پروتئین هر یک از محیط هایی که با مشخص شده بود تعیین شد و میزان تجزیه نفت خام با آنزیم های لیگنینولایتیک سنجش گردید.نتایج و بحث: قارچ مورد مطالعه مولد آنزیم های لیگنینولایتیک شناخته شد، تجزیه گایاکول و تغییر رنگ محیط کشت به رنگ قهوه ای نشان از فعالیت آنزیم لاکاز و واکنش بر سوبسترا در ایجاد رنگ قرمز در حضور منگنز پراکسیداز و رنگ بری آزور در حضور لیگنین پراکسیداز تایید گردید. با استفاده از نرم افزار Minitab ۲۲.۲.۱ و نتایج کشت در ۱۲ محیط کشت حاصل از طراحی آزمایش با نرم افزار مذکور فاکتور هم زدن و القاکننده بیشترین تاثیر را نشان دادند. بیشترین غلظت پروتئین در شرایط گلوکز ۵ گرم در لیتر، آمونیوم سولفات ۰۲/۰ گرم در لیتر، سولفات مس ۱/۰ میلی مولار و ۴% نفت خام (حجمی/حجمی)، ۷pH=، دما ۳۰ درجه سانتی گراد، ۱۵ میلی لیتر مایه تلقیح و سرعت همزنی rpm ۱۵۰ به دست آمد. سه محیط با غلظت بالای پروتئین مورد سنجش فعالیت آنزیمی قرار گرفتند و رابطه مستقیم بین غلظت پروتئین و فعالیت آنزیم های لیگنینولایتیک مشاهده گردید و محیط بهینه انتخاب شد. سوپرناتانت حاصل از کشت قارچ در محیط بهینه با روش های رسوب دهی با سولفات آمونیوم و کروماتوگرافی تغلیظ شد و میزان فعالیت آنزیمی به ترتیب برای لاکاز و پراکسیدازها U/ml ۳۲/۱۲۸ و U/ml ۴/۵۹ محاسبه شد. توانایی
تجزیه زیستی آنزیمی در حضور نفت خام بررسی شد و بر اساس نتایج کروماتوگرافی گازی میزان تجزیه نفت خام ۲.۱۷± ۳/۸۸ درصد محاسبه شد که نسبت به گزارش های علمی دیگر توان تجزیه ای بالایی را در مقابل
ترکیبات نفتی نشان می دهد. آنزیم های لیگنینولایتیک به دلیل گستره دامنه سوبسترایی وسیع و انعطاف پذیری بالای ساختاری قابلیت واکنش با
ترکیبات نفتی را به عنوان شبه سوبسترا دارند و می توانند سبب
تجزیه زیستی و پاک سازی محیط زیست شوند.نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، میتوان آنزیم های لیگنینولایتیک را گزین های توانمند در
تجزیه زیستی ترکیبات نفتی به عنوان شبه سوبسترا بر شمرد. از نظر اقتصادی،
بهینه سازی تولید آنزیم های لیگنینولایتیک در محیط مناسب برای استفاده کاربردی دارای اهمیت است. امید است استفاده از آنزیم های تجزیه کننده نفت به عنوان یک روش دوست دار محیط زیست، مسیر نوینی برای رفع آلودگی های نفتی باشد.