چالش شکار غیر قانونی پرندگان مهاجر و مشارکت در حفاظت: تحلیل آسیب شناسانه عوامل موثر در تالاب بین المللی سرخ رود
محل انتشار: فصلنامه علوم محیطی، دوره: 24، شماره: 1
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SCJS-24-1_012
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
سابقه و هدف: مشارکت مردمی به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار از دهه ۱۹۷۰، به ویژه در کشورهای درحال توسعه، مورد توجه نهادهای بین المللی چون بانک جهانی و UNDP قرار گرفت. این نگاه، پاسخی به ناکامی رویکردهای متمرکز توسعه ای بوده و بر نقش آفرینی جوامع محلی در مدیریت منابع تاکید دارد. دستور کار۲۱ و برنامه توسعه پایدار ۲۰۳۰ نیز اهمیت مشارکت مردمی در حکمرانی محیط زیست را برجسته ساخته اند. در ایران، با وجود جایگاه قانونی حفاظت محیط زیست، چالش هایی نظیر سیاست گذاری های نامناسب، بهره برداری ناپایدار و کم توجهی به نقش جوامع محلی، بحران های زیست محیطی را تشدید کرده است. در این میان، تالاب سرخ رود به عنوان زیستگاهی حساس در شمال کشور با مشکل شکار پرندگان مهاجر و حفاظت از آن روبروست که بدون همکاری موثر صیادان، کشاورزان و ساکنان بومی میسر نخواهد بود. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل موثر بر مشارکت ذی نفعان محلی در حفاظت از این تالاب و تحلیل تاثیر این عوامل در تقویت رویکردهای مشارکتی انجام شد.مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در منطقه سرخ رود استان مازندران انجام شد. جامعه آماری شامل صیادان، کشاورزان، کارشناسان و سایر ذی نفعان مرتبط با اکوسیستم تالاب بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰.۸۴ تایید گردید. نمونه گیری به صورت تصادفی طبقه ای و با حجم نمونه ۳۵۰ نفر انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری چون کولموگروف-اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و مدل لاجیت تحلیل شدند. به منظور تحلیل دقیق تر متغیرهای آگاهی و هنجار اجتماعی، از آمار توصیفی نیز بهره گرفته شد.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که مشارکت مردمی در حفاظت از تالاب سرخ رود تحت تاثیر عوامل متعددی است. بر اساس تحلیل های توصیفی، هنجارهای اجتماعی (میانگین=۳.۹۵) و سرمایه اجتماعی (میانگین=۳.۹۳) بیشترین تاثیر و دارایی فیزیکی (میانگین=۳.۱۵) کمترین تاثیر را بر مشارکت داشتند. آزمون کولموگروف-اسمیرنوف نشان داد که توزیع داده ها نرمال بوده و آزمون لون همگنی واریانس ها را تایید کرد. در تحلیل همبستگی پیرسون، سطح آگاهی (۰.۴۷۵) و هنجارهای اجتماعی (۰.۴۳۸) بیشترین همبستگی را با مشارکت داشتند. همچنین، در مدل لاجیت، متغیرهای درآمد، سطح زیر کشت، عضویت در نهادهای اجتماعی، تعداد اعضای خانوار و اعتماد به نهادهای حفاظتی در سطح ۹۹٪ معنادار بوده و اثر مثبتی بر احتمال مشارکت داشتند. بیشترین اثر مربوط به درآمد (۰.۸۷۷) و کمترین اثر به تعداد اعضای خانوار (۰.۰۷۹) اختصاص داشت. این یافته ها اهمیت عوامل اقتصادی و اجتماعی را در مشارکت فعالانه مردم تایید می کنند. در بررسی نگرش بهره برداران، حفاظت از تالاب به عنوان منبع درآمد برای مردم و جلوگیری از تخریب خاک و آب در اولویت قرار داشت، درحالی که کارکردهای زیست محیطی کمتر شناخته شده مانند ذخیره گاه کربن، در اولویت پایینتر قرار گرفتند. این موضوع ضرورت آموزش های هدف مند و مبتنی بر تبیین کارکردهای اکوسیستمی را برجسته می سازد. همچنین، در بعد هنجارهای اجتماعی، بیشترین توافق بر گویه هایی چون «لزوم تصمیم گیری مردم در حفاظت» و «ضرورت اتحاد برای مقابله با شکار غیرمجاز» مشاهده شد. در مقابل، گویه «حفاظت تالاب سودی برای مردم ندارد» کمترین مقبولیت را داشت. مقایسه نتایج با مطالعات مشابه در کشور نیز نشان داد که الگوهای موفق حفاظت مشارکتی همواره با دانش افزایی، کاهش وابستگی معیشتی و تعامل مستمر با جامعه محلی همراه بوده اند.نتیجه گیری: تحقیق حاضر نشان داد که ارتقاء سطح آگاهی، نهادینه سازی هنجارهای اجتماعی و تقویت زیرساخت های معیشتی، پیش نیازهای اصلی مشارکت موثر در حفاظت از تالاب سرخ رود هستند؛ بنابراین، طراحی سیاست هایی تلفیقی با محوریت آموزش محیط زیستی، ایجاد انگیزه های اقتصادی و اعتمادسازی می تواند بستر مناسبی برای توسعه حفاظت مشارکتی فراهم سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ایمان اسلامی
گروه علوم و مهندسی مرتع، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران
محسن احمد پور
گروه علوم محیط زیست، دانشکده علوم دریایی و محیطی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
محمدحسین گرجیان عربی
گروه زیست شناسی دریا، دانشکده علوم دریایی و محیطی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
سید محمود قاسمپوری
گروه علوم محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران