فروپاشی نهادهای مشروطه و زمینه های شکل گیری اقتدار سلطانی در دوره پهلوی اول

سال انتشار: 784
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: انگلیسی
مشاهده: 10

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_PEZJM-5-1_006

تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی تاریخی فروپاشی نهادهای مشروطه و تبیین زمینه های شکل گیری اقتدار سلطانی در دوره پهلوی اول انجام شده است. انقلاب مشروطه نخستین تلاش نظام مند برای گذار از سلطنت مطلقه به دولت قانونی در ایران بود و با ایجاد مجلس، قانون اساسی و نهادهای نمایندگی، زمینه نهادسازی سیاسی مدرن را فراهم ساخت. با وجود این، نهادهای مشروطه در بستری شکل گرفتند که فاقد زیرساخت های نهادی، اجتماعی و اقتصادی لازم برای تثبیت حکومت قانون بود. ضعف دولت مرکزی، بی ثباتی سیاسی، فقدان احزاب سازمان یافته، بحران امنیتی و مداخلات خارجی موجب شد نهادهای قانونی از کارآمدی و مشروعیت عملی برخوردار نشوند. در چنین شرایطی، شکاف میان آرمان های مشروطه و واقعیت های حکمرانی گسترش یافت و به تدریج گفتمان نظم و دولت مقتدر جایگزین آرمان آزادی سیاسی گردید. قدرت گیری رضاشاه در این بستر تاریخی قابل فهم است؛ جایی که بازسازی اقتدار دولت، تمرکز بوروکراسی، ایجاد ارتش ملی و پروژه نوسازی از بالا توانست ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی ایجاد کند. با این حال، فرآیند دولت سازی جدید به جای تقویت نهادهای مستقل سیاسی، به شخصی شدن قدرت انجامید و ساختاری شکل گرفت که ویژگی های نظام سلطانی را بازتولید می کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد اقتدار سلطانی پهلوی اول نه صرفا نتیجه اراده فردی رضاشاه، بلکه پیامد فرسایش تدریجی نهادهای مشروطه و شکست نهادینه شدن سیاسی در دوره گذار به مدرنیته بود. این مطالعه نشان می دهد که مدرنیزاسیون دولتی در غیاب نهادهای مشارکتی پایدار می تواند به تمرکز اقتدار و تداوم الگوی حکومت شخصی در قالبی مدرن منجر شود.پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی تاریخی فروپاشی نهادهای مشروطه و تبیین زمینه های شکل گیری اقتدار سلطانی در دوره پهلوی اول انجام شده است. انقلاب مشروطه نخستین تلاش نظام مند برای گذار از سلطنت مطلقه به دولت قانونی در ایران بود و با ایجاد مجلس، قانون اساسی و نهادهای نمایندگی، زمینه نهادسازی سیاسی مدرن را فراهم ساخت. با وجود این، نهادهای مشروطه در بستری شکل گرفتند که فاقد زیرساخت های نهادی، اجتماعی و اقتصادی لازم برای تثبیت حکومت قانون بود. ضعف دولت مرکزی، بی ثباتی سیاسی، فقدان احزاب سازمان یافته، بحران امنیتی و مداخلات خارجی موجب شد نهادهای قانونی از کارآمدی و مشروعیت عملی برخوردار نشوند. در چنین شرایطی، شکاف میان آرمان های مشروطه و واقعیت های حکمرانی گسترش یافت و به تدریج گفتمان نظم و دولت مقتدر جایگزین آرمان آزادی سیاسی گردید. قدرت گیری رضاشاه در این بستر تاریخی قابل فهم است؛ جایی که بازسازی اقتدار دولت، تمرکز بوروکراسی، ایجاد ارتش ملی و پروژه نوسازی از بالا توانست ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی ایجاد کند. با این حال، فرآیند دولت سازی جدید به جای تقویت نهادهای مستقل سیاسی، به شخصی شدن قدرت انجامید و ساختاری شکل گرفت که ویژگی های نظام سلطانی را بازتولید می کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد اقتدار سلطانی پهلوی اول نه صرفا نتیجه اراده فردی رضاشاه، بلکه پیامد فرسایش تدریجی نهادهای مشروطه و شکست نهادینه شدن سیاسی در دوره گذار به مدرنیته بود. این مطالعه نشان می دهد که مدرنیزاسیون دولتی در غیاب نهادهای مشارکتی پایدار می تواند به تمرکز اقتدار و تداوم الگوی حکومت شخصی در قالبی مدرن منجر شود.

نویسندگان

ساناز باکفی

گروه علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

میرابراهیم صدیق

گروه علوم سیاسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.

محمد توحیدفام

گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

علی اشرف نظری

گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • Abrahamian, E. (2001). Iran Between Two Revolutions. Ney Publishing. ...
  • Adamiyat, F. (1978). Thoughts of Mirza Aqa Khan Kermani. Payam ...
  • Adamiyat, F. (1991). The Idea of Social Democracy in the ...
  • Ajoudani, M. (2003). Iranian Constitutionalism. Akhtaran. ...
  • Alam, A. (2001). Foundations of Political Science (7th Edition ed.). ...
  • Anbarani, A. (2020). Reza Shah and the Formation of the ...
  • Atabaki, T. (2017). Authoritarian Modernization (5th Edition ed.). Ghognoos Publications. ...
  • Bashiriyeh, H. (1996). Sociology of Modernity (1). Naghd va Nazar, ...
  • Bashiriyeh, H. (2000). An Introduction to the Political Sociology of ...
  • Bashiriyeh, H. (2001). State and Society in Iran. Ney Publishing. ...
  • Bashiriyeh, H. (2006). Obstacles to Political Development in Iran. Gaam-e ...
  • Chehabi, H. E., & Linz, J. J. (1998). Sultanistic Regimes. ...
  • Cronin, S. (2004). Reza Shah and the Making of Modern ...
  • Fallahzadeh, S. H. (2020). Reza Khan and the Development of ...
  • Foran, J. (1998). Fragile Resistance: Social Transformation in Iran from ...
  • Ghani, C. (1999). Iran and the Rise of Reza Shah: ...
  • Katouzian, H. (1999). The Political Economy of Modern Iran. Markaz. ...
  • Katouzian, H. (2010). State and Society in Iran: The Fall ...
  • Keddie, N. R. (2002). Qajar Iran and the Rise of ...
  • Linz, J. J. (1975). Totalitarian and Authoritarian Regimes. In F. ...
  • Linz, J. J., & Chehabi, H. (1998). A Theory of ...
  • Linz, J. J., & Chehabi, H. (2014). Sultanistic Regimes. Pardis ...
  • Linz, J. J., & Stepan, A. (1996). Problems of Democratic ...
  • Madani, J. (1996). Contemporary Political History of Iran. Office of ...
  • Shamsini Ghiasvand, H. (2004). The Pahlavis and Max Weber's Sultanism. ...
  • Skocpol, T. (2010). States and Social Revolutions. Soroush Publications. ...
  • Tilly, C. (1992). Coercion, Capital, and European States. Blackwell. ...
  • نمایش کامل مراجع