سال ۲۰۲۵ بیش از هر چیز تحت تاثیر پیروزی مجدد دونالد
ترامپ قرار گرفته است و نظام بین الملل با فصل جدیدی از مناسبات و الگوهای دوستی و دشمنی روبه رو شده است.
جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و
ایالات متحده علیه ایران، فصل جدیدی در نظم منطقه ای با پیامدهای جهانی بود و زمینه ها برای دستیابی به توافقی هسته ای را بیش از هر زمانی به حداقل رساند. در این راستا، این پرسش مورد ارزیابی قرار گرفته است که با توجه به جنگ ۱۲ روزه،
سیاست خارجی و راهبرد
ایالات متحده در مقابل
ایران -با تاکید بر برنامه هسته ای- چگونه است و سناریوها و واکنش های مطرح در این زمینه (با تاکید بر بازه زمانی ۲۰۲۵-۲۰۲۶) کدام اند؟ در پاسخ فرضیه مطروح عبارت است از این که، سیاست دولت
ترامپ در مقابل
ایران مبتنی بر رویکردی ترکیبی بر دو اصل واقع گرایی تهاجمی و ملی گرایی افراطی است و بعید به نظر می رسد که بدون کسب دستاوردی چشمگیر تجدیدنظر دیگری داشته باشد. مبادی تئوریک پژوهش مبتنی بر تئوری «صلح از طریق قدرت» و روش شناسی جهت تبیین منطق راهبرد «فشار حداکثری» ترکیبی، شامل تحلیل روندهای تاریخی و سناریونویسی چندلایه است. یافته ها نشانگر آن است که رویکرد ترامپ، صلح از طریق و مبتنی بر تحریم های ساختاری، فشار نظامی غیرمستقیم و مدیریت تاکتیکی بحران است. همچنین، براساس سناریوهای احتمالی مطرح، در صورت تداوم تنش، گزینه تشدید بحران در چهارچوب رقابت ژئوپلیتیکی در غرب آسیا بسیار محتمل است و سناریوی عملیات نظامی پیشگیرانه و سناریوی ترکیبی (جنگ محدود، تحریم، دیپلماسی مشروط و حمایت از مخالفان داخلی) به مثابه استراتژی های کلیدی قابل طرح هستند.