«خاطره مکان» در فیلم های فلسطینی سینمای ایران، در چارچوب آراء پیv نورا مطالعه موردی ۵ فیلم سینمای ایران با موضوع فلسطین
محل انتشار: فصلنامه رهپویه هنرهای نمایشی، دوره: 6، شماره: 20
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 64
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPA-6-20_001
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
سینمای ایران در مقاطع مختلف تاریخی، مسئله فلسطین را دستمایه خلق آثاری قرار داده که بازتابدهنده دغدغههای سیاسی، تاریخی و انسانی هستند. درونمایه این فیلمها اغلب تلفیقی از مضامین مقاومت، رنج، تبعید و پایداری است. بااینحال، آنچه در رویکرد بسیاری از این آثار برجسته مینماید، پرداختن به ابعاد هویتی، حافظه و خاطره جمعی فلسطینیان است. پژوهش حاضر با اتکا به نظریه «مکانهای حافظه» پیر نورا که در پاسخ به گسستهای ناشی از مدرنیته و زوال «محیطهای حافظه» سنتی شکل گرفته است به تحلیل چگونگی بازنمایی حافظه جمعی در پنج فیلم ایرانی با موضوع فلسطین میپردازد. بر اساس نظریه نورا، در شرایطی که حافظه زیسته بهطور طبیعی تداوم نمییابد، جامعه برای مقابله با فراموشی و حفظ هویت خود، به ساخت فضاها و نمادهایی روی میآورد که کارکرد تثبیت، انتقال و مقاومت حافظه را بر عهده دارند. این مطالعه با بهرهگیری از مفاهیم نوین و تکمیلی مانند «تماس حافظه»، «گره حافظه» و «کرئولسازی حافظه»، نشان میدهد که سینمای ایران چگونه از طریق بازآفرینی مکانهای حافظه در فضاهای شهری نظیر بازسازی خانههای ویرانشده، محلههای قدیمی و مکانهای نمادین استفاده از اشیاء خاطرهانگیز مانند کلید خانه، عکسهای خانوادگی، یادداشتها و اسناد شخصی و همچنین تاکید بر عناصر هویتی، شامل پوشش سنتی و موسیقی بومی و نمایش فضاهای آیینی و جمعی، نظیر مراسم سوگواری، جشنها و گردهماییها، به بازسازی روایتهای جمعی میپردازد. این پژوهش با اتخاذ رویکردی کیفی و از رهگذر بهکارگیری تحلیل مضمون، تحلیل بصری و ارزیابی طراحی صحنه در پنج فیلم منتخب صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهند در چهار فیلم بازمانده، شکارچی شنبه، آتش پنهان و بیگانگان، ترکیب بازنمایی فضاهای بازسازیشده، اشیای خاطرهمحور و مناسک جمعی، به شکلگیری تماسهای حافظه میانجامد؛ تماسهایی که در آنها حافظه تبعید و اشغال فلسطینی با حافظهها و روایتهای دیگر رنج و مقاومت از جمله حافظه یهودیان و مسیحیان تبعیدی یا مهاجر در هم تنیده میشود و شکلهای هیبرید و کرئولگونه حافظه را پدید میآورد. در مقابل، سرب با برجستهکردن حذف نشانهها، تخریب شواهد و تعلیق روایی، نه به تثبیت مکانهای حافظه، بلکه به نمایش منطق محو و فرسایش حافظه میپردازد و بدینترتیب، به عنوان استثنایی ساختاری، بیمکانی و تعلیق حافظه را برجسته میکند. بر این اساس، مقاله استدلال میکند که فیلمهای ایرانی با موضوع فلسطین صرفا بازنمای رنج و مقاومت نیستند، بلکه از رهگذر فرایندهای تماس و کرئولسازی حافظه، میدانهایی میانفرهنگی ایجاد میکنند که در آنها روایتهای اشغال، تبعید و تبعیض با کدهای روایی و بصری سینمای ایران مفصلبندی شده و صورتبندیهای تازهای از همبستگی و هویت یادمانی شکل میگیرد؛ صورتبندیهایی که هم امکان قابلدیدنشدن حافظه فلسطین را فراهم میکنند و هم، بهویژه در آثاری چون سرب و شکارچی شنبه، محدودیتها و تنشهای این پروژه حافظهسازی را آشکار میسازند.بر اساس نظریه نورا، در شرایطی که حافظه زیسته به طور طبیعی تداوم نمی یابد، جامعه برای مقابله با فراموشی و حفظ هویت خود، به ساخت فضاها و نمادهایی روی می آورد که کارکرد تثبیت، انتقال و مقاومت حافظه را بر عهده دارند. این مطالعه با بهره گیری از مفاهیم نوین و تکمیلی مانند «تماس حافظه»، «گره حافظه» و «کرئول سازی حافظه»، نشان می دهد که سینمای ایران چگونه از طریق بازآفرینی مکان های حافظه در فضاهای شهری - نظیر بازسازی خانه های ویران شده، محله های قدیمی و مکان های نمادین - استفاده از اشیاء خاطره انگیز مانند کلید خانه، عکس های خانوادگی، یادداشت ها و اسناد شخصی و همچنین تاکید بر عناصر هویتی، شامل پوشش سنتی، لهجه، غذاهای محلی و موسیقی بومی و نمایش فضاهای آیینی و جمعی، نظیر مراسم سوگواری، جشن ها و گردهمایی ها، به بازسازی روایت های جمعی می پردازد.نتایج این تحلیل حاکی از آن است که این عناصر در کنار یکدیگر، سازوکار نمادین مقاومت در برابر فراموشی و تحریف حافظه را تشکیل می دهند. مکان های حافظه در این فیلم ها تنها صحنه ای برای مرور گذشته نیستند، بلکه بستری پویا و فعال برای احضار خاطره، بازتعریف هویت و تقویت گفتمان مقاومت را فراهم می سازند. این آثار با روایت پذیر کردن مبارزه علیه محو و انکار، حافظه را به مثابه عرصه ای برای پایداری نمادین به تصویر می کشند.در نهایت، سینمای ایران با تبدیل «مکان های حافظه» به کانون بازنمایی یک تجربه فلسطینی ناب، نه تنها به بازتولید روایت تاریخی می پردازد، بلکه در تقویت حس تداوم و همبستگی در برابر روایت های مسلط و تحریف شده نیز به ایفای نقش ایفا می پردازد. این فیلم ها از طریق بازنمایی حافظه جمعی، سازوکار مقاومت در برابر فراموشی و سلطه، حافظه های تحریف شده را روایت پذیر ساخته و بدین ترتیب، به حفظ هویت فلسطینی و انتقال آن به نسل های آینده یاری می رسانند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پیام فروتن یکتا
استادیار، گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
سید رضا فاطمی
دانشجوی کارشناسی ارشد، رشته سینما، دانشکده هنر، دانشگاه بینالمللی سوره، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :