ساحت های خیالی، نمادین و واقعی در بازنمایی سلطه: خوانش لاکانی از فیلم سینمایی «پیرپسر»
محل انتشار: فصلنامه رهپویه هنرهای نمایشی، دوره: 6، شماره: 20
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 43
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPA-6-20_004
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر به تحلیل بازنمایی سلطه و نسبت روشنفکر با ساختارهای قدرت در فیلم پیرپسر، ساخته اکتای براهانی، میپردازد. مسئله اصلی پژوهش، تبیین سازوکارهایی است که فیلم از خلال آنها ناکامی سوژه روشنفکر، استمرار مناسبات پدرسالارانه و بازتولید نظم پاتریمونیال را در بستر روابط خانوادگی، طبقاتی و اجتماعی بازنمایی میکند. اهمیت این موضوع ازآنروست که فیلم پیرپسر صرفا روایتی خانوادگی یا روانشناختی نیست، بلکه ساختاری نمادین از سلطه را به نمایش میگذارد که در آن میل، قانون، خشونت و وابستگی مادی درهم تنیده میشوند. هدف پژوهش، تحلیل لایههای روانی و گفتمانی فیلم و نشان دادن نسبت میان سه ساحت خیالی، نمادین و واقعی در شکلگیری و تداوم قدرت است. پرسش اصلی این است که فیلمساز چگونه از طریق این سه ساحت، شکست کنش روشنفکرانه، اقتدار پدرسالارانه و منطق بازتولید سلطه را صورتبندی میکند؟ چارچوب نظری پژوهش بر مفاهیم ژاک لاکان۱، ازجمله «دیگری بزرگ»، «نام پدر»، «میل»، «فقدان» و «ژوئیسانس» استوار است و برای گسترش ظرفیت تحلیلی، با مفهوم پاتریمونیالیسم۲ ماکس وبر۳ و خشونت نمادین پیر بوردیو۴ پیوند داده میشود. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمانی تفسیری است؛ بدین معنا که فیلم همچون متنی چندلایه خوانده میشود که مناسبات سلطه را نهفقط در سطح روایت، بلکه در سطح تصویر، شخصیتپردازی، روابط خانوادگی و منطق میل بازنمایی میکند. در این خوانش، فیلم نهتنها به مثابه یک روایت خانوادگی، بلکه به عنوان متنی فرهنگی بررسی میشود که در آن نشانهها و جزئیات بصری نیز سازوکار سلطه را آشکار میکنند. یافتهها نشان میدهد در ساحت خیالی، سوژه روشنفکر گرفتار تصویر ایدئال از خویشتن و رقابتهای نارسیستی است و توان کنش انتقادی او به سطح تعارضهای فردی تقلیل مییابد. در ساحت نمادین، قانون و هنجارها نه به مثابه سازوکار عدالت، بلکه به عنوان ابزار تثبیت اقتدار پدرسالارانه و امتیازهای طبقاتی عمل میکنند. در ساحت واقعی، با بروز خشونت، فروپاشی روایت و آشکار شدن شکافهای نظم مسلط، امر سرکوبشده بازمیگردد، اما این بازگشت الزاما به رهایی منتهی نمیشود. نتیجه پژوهش نشان میدهد مسئله اصلی در فیلم، فقدان آگاهی نیست، بلکه انسداد ساختاری امکان کنش رهاییبخش است. پیرپسر نشان میدهد روشنفکر، هنگامی که در شبکه وابستگیهای نمادین، اقتصادی و عاطفی گرفتار میشود، بهجای گسست از نظم سلطه، ناخواسته در بازتولید آن مشارکت میکند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سجاد محمودی
دکتری تخصصی رشته علوم سیاسی مسائل ایران، دانشکده علوم سیاسی، دانشگاه آزاد تهران مرکزی، تهران، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :