این پژوهش به طراحی و صورت بندی یک چارچوب شاخص محور و سنجش پذیر برای ارزیابی عملکرد تسهیلات
قرض الحسنه بانکی در چارچوب بانکداری بدون ربا می پردازد و هدف اصلی آن تقویت اخلاق مالی، مسئولیت اجتماعی، شفافیت نهادی و کارایی فرایندهای مرتبط با
قرض الحسنه در نظام بانکی است. در این مطالعه، شاخص های
قرض الحسنه نه صرفا به عنوان مجموعه ای از مفاهیم هنجاری یا توصیه های کلی، بلکه به مثابه ابزاری تحلیلی برای پایش و ارزیابی نهادی عملکرد بانک ها در ارائه تسهیلات فاقد هرگونه زیادت مشروط و منطبق با اصول شریعت اسلامی مورد توجه قرار می گیرند. پژوهش از یک طرح آمیخته اکتشافی دومرحله ای بهره می گیرد؛ به گونه ای که در فاز نخست، با استفاده از
تحلیل محتوای کیفی داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه بانکداری اسلامی، مقوله ها و زیرمقوله های اصلی ارزیابی عملکرد
قرض الحسنه شناسایی و استخراج می شود و در فاز دوم، اهمیت نسبی این مقوله ها و زیرمقوله ها با به کارگیری روش تصمیم گیری بهترین–بدترین (BWM) وزن دهی و اولویت بندی می گردد. علاوه بر این، برای هر یک از زیرمقوله های شناسایی شده، سنجه های اجرایی پیشنهادی ارائه می شود تا امکان عملیاتی سازی شاخص ها و استفاده از آن ها در فرآیندهای ارزیابی و نظارت نهادی فراهم گردد. یافته ها نشان می دهد که از منظر خبرگان، اهداف کلان اجتماعی قرض الحسنه، به ویژه کاهش فقر، توانمندسازی اقتصادی و تحقق عدالت اجتماعی، در کانون ارزیابی عملکرد این نهاد مالی قرار دارد و در کنار آن، کیفیت فرایندهای نهادی، عدالت در تخصیص منابع و پایداری چرخه منابع نقش تعیین کننده ای در اثربخشی
قرض الحسنه بانکی ایفا می کنند. این پژوهش بدون ادعای ارزیابی تجربی عملکرد بانک ها، چارچوبی وزن دار، سنجش پذیر و سیاست پذیر برای ارزیابی نهادی تسهیلات
قرض الحسنه ارائه می دهد و پیشنهاد می کند پژوهش های آتی با بهره گیری از داده های کمی بانکی و رویکردهای ترکیبی کیفی–کمی، اعتبارسنجی تجربی و کاربرد بین بانکی یا بین کشوری شاخص پیشنهادی را دنبال کنند.