تخیل ثانویه به مثابه رفع تعارض کنش و بی اعتنایی؛ مطالعه ای تطبیقی در رباعیات خیام و نمایشنامه بودای کازانتزاکیس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_CLRJ-14-1_002

تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با رویکردی تطبیقی می کوشد نشان دهد چگونه «هنر» و «تخیل ثانویه» در رباعیات خیام و نمایشنامه بودای نیکوس کازانتزاکیس به مثابه راه حلی برای رفع تعارض دیرین کنش مندی و بی اعتنایی به جهان ناپایدار عمل می کنند. نقطه عزیمت این مطالعه، نظریه «تخیل ثانویه» ساموئل تیلور کوله ریج است که آفرینش هنری را فرآیندی آگاهانه و وحدت بخش می داند و آن را از تخیل اولیه و حافظه صرف متمایز می سازد. در این چارچوب، رباعیات خیام و نمایشنامه بودای کازانتزاکیس از دیدگاه بازنمایی ناپایداری، رنج و امکان رهایی تحلیل شده اند. روش تحقیق، تحلیل کیفی مبتنی بر استقرا و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی است. یافته ها نشان می دهد که خیام با بهره گیری از تخیل شاعرانه، جهان ناپایدار را همزمان به پرسش می کشد و در برابر آن، کنشی هنرمندانه اتخاذ می کند؛ در حالی که کازانتزاکیس با تلفیق آموزه های بودایی و زبان نمایش، تعارض کنش اجتماعی و کناره گیری بودیستی را در قالبی آیینی و کارناوالی به تصویر می کشد. در هر دو اثر، تخیل ثانویه نقش میانجی دارد: عناصر پراکنده تجربه و فلسفه را در قالبی زیباشناختی یکپارچه می سازد، همزمان فاصله ای انتقادی از جهان واقع ایجاد می کند و راهی برای مقاومت فلسفی و هنری می گشاید. نتیجه آن که هنر در این دو متن نه صرفا بازتابی از جهان، بلکه کنشی است که امکان آشتی میان عمل و بی اعتنایی را فراهم می آورد.

نویسندگان

شیرزاد طایفی

استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

کورش سلمان نصر

دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، مدرس دانشگاه، تهران، ایران.