چون کشتی بی لنگر: تحلیلی بر خطای لنگر در دعاوی مسئولیت مدنی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 95
فایل این مقاله در 55 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JPLIL-3-5_012
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
این مقاله به واکاوی «خطای لنگر» به عنوان یکی از بنیادی ترین سوگیری های شناختی در فرایند قضاوت و تصمیم گیری در دعاوی مسئولیت مدنی می پردازد. هدف پژوهش، نشان دادن این است که چگونه مواجهه نخست قاضی با اطلاعات اولیه— اعم از داده های عددی مانند میزان برآورد خسارت یا داده های مفهومی نظیر توصیف های کیفی و جهت دار— می تواند ادراک و تحلیل او را نسبت به مسئولیت و میزان زیان، به صورت ناخودآگاه دچار انحراف سازد. در چارچوب نظری، مقاله با اتکا بر نظریه های «پردازش دوگانه»، «ابتکارهای ذهنی» و «انسجام شناختی»، سازوکار اثرگذاری لنگر بر قضاوت را تبیین و تاثیر آن را در نظام قضایی تحلیل می کند.لنگرها به دو دسته «رسمی» و «غیررسمی» تقسیم می شوند. لنگرهای رسمی شامل عناصری چون گزارش های کارشناسی، آرای بدوی، یا نظرات مشورتی نهادهای حقوقی اند که ظاهری بی طرفانه دارند، اما در عمل می توانند قاضی را به سوی نتیجه ای خاص سوق دهند. در مقابل، لنگرهای غیررسمی همچون روایت های رسانه ای، زبان احساسی اصحاب دعوی، یا حتی نحوه بیان و ترتیب ارائه ادله، از مسیرهای ظریف و ناخودآگاه بر داوری تاثیر می گذارند. مقاله استدلال می کند که ذهن قاضی، برای گریز از آشفتگی داده ها، ناگزیر از اتکا به لنگر است؛ اما این اتکا نباید به انقیاد شناختی بینجامد. لنگر، اگر به جای فرضیه آغازین، به نتیجه قطعی تبدیل شود، قضاوت را از مسیر استدلال مستقل و بی طرفانه خارج می کند. بر این اساس، مقاله بر ضرورت راستی آزمایی و سنجش اعتبار لنگرها تاکید می کند تا نسبت آن ها با واقعیت پرونده آشکار گردد. در بخش نهایی، راهکارهایی برای کاهش اثرات این سوگیری ارائه می شود، از جمله: طراحی چک لیست های تحلیلی برای ارزیابی بی طرفانه داده ها، حضور روان شناسان شناختی در تیم های قضایی جهت شناسایی خطاهای ذهنی، و بهره گیری از الگوریتم های هوش مصنوعی برای تشخیص الگوهای قضاوت متاثر از لنگر. در مجموع، مقاله بر این باور است که ادغام روان شناسی شناختی در ساختار تصمیم گیری قضایی، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تحقق عدالت جبرانی مبتنی بر استدلال منصفانه و مبتنی بر ادله است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
عباس میرشکاری
دانشیار، گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
جمشید زرگری
دانش آموخته کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :