مقدمه: خستگی مرتبط با سرطان، تجربه ای پیچیده و چندوجهی است که می تواند کارکرد جسمی و روانی بیماران را مختل کند و روند سازگاری با بیماری را دشوارتر سازد. در کنار عوامل بالینی، منابع روان شناختی مثبت مانند «امید» ممکن است با کاهش بار خستگی همراه باشند. این مطالعه با هدف تبیین ارتباط میان
امید و خستگی مرتبط با
سرطان و نیز بررسی نقش سن و سن تشخیص/ ابتلا در پیش بینی سطح
امید در بیماران مبتلا به
سرطان انجام شد. روش ها: این پژوهش به صورت مقطعی تحلیلی با رویکرد همبستگی بر روی ۱۷۰ بیمار مبتلا به
سرطان مراجعه کننده به درمانگاه های انکولوژی بیمارستان های منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران در سال ۱۴۰۴ انجام گرفت. داده ها با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافیک و بالینی، ابزار خستگی چندبعدی کوتاه فرم، و پرسشنامه
امید هرث گردآوری شد. تحلیل داده ها با بهره گیری از آمار توصیفی، ضریب همبستگی Pearson، آزمون Independent sample T-test، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندمتغیره صورت پذیرفت. یافته ها: میانگین سن شرکت کنندگان ۱۴/۲۷ ± ۵۱/۵۵ سال و میانگین سن ابتلا/تشخیص
سرطان ۱۴/۰۱ ± ۵۳/۶۹ سال بود. میانگین نمره ی
امید ۳/۱۱ ± ۱۵/۳۰ و میانگین نمره خستگی کلی ۱۲/۱۴ ± ۱۶/۱۶ به دست آمد. نتایج نشان داد با افزایش امید، نمره ی خستگی کلی کاهش می یابد و این الگو در ابعاد مختلف خستگی نیز مشاهده شد. همچنین بین
امید و سن، رابطه ی معکوس معنادار وجود داشت، در حالی که بین خستگی و سن، ارتباط معناداری دیده نشد. در رگرسیون چندمتغیره، سن و سن ابتلا/تشخیص به طور معنادار سطح
امید را پیش بینی کردند. علاوه بر این، وضعیت تاهل و سابقه ی خانوادگی
سرطان سهم معناداری در تبیین خستگی داشتند. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن بود که خستگی مرتبط با
سرطان ماهیتی چندبعدی دارد و
امید می تواند به عنوان یک عامل محافظتی، با کاهش شدت خستگی همراه باشد. همچنین سن ابتلا/تشخیص در توضیح تفاوت های سطح
امید اهمیت دارد. توجه هم زمان به عوامل روان شناختی مثبت و شاخص های بالینی می تواند در طراحی مداخلات مراقبتی جامع تر برای بیماران مبتلا به
سرطان موثر باشد.