هستی شناسی عدالت در حکمت سیاسی متعالیه
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SCJPO-18-2_001
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
چکیده مبسوطمقدمه و اهداف: باتوجه به اهمیت شایان توجه مبادی هستی شناسی در ترسیم نظام های فلسفی و نظریات علمی، به ویژه در حوزه فلسفه سیاسی، این مقاله در صدد است تا با تحلیل مبادی هستی شناختی عدالت در حکمت سیاسی متعالیه، تلاشی نظام مند را برای استقرار نظریه عدالت مبتنی بر این مبادی ارائه دهد. بر این اساس و با فحص در آثار مطرح فلاسفه مبرز حکمت متعالیه از صدرالمتالیهن تا فلاسفه معاصر این مکتب، تلاش شده تا به این پرسش پاسخ داده شود که هستی شناسی عدالت در حکمت سیاسی متعالیه بر چه ارکان و مبانی ای استوار است؟روش: گردآوری داده ها در مقاله حاضر به روش کتابخانه ای و با جستجو در آثار فلاسفه مبرز حکمت متعالیه صورت گرفته است. برای تحلیل داده ها نیز از روش «تفسیر متن محور» کمک گرفته شده است. در ابتدا ضمن تاکید بر کشف معنای متن با مقوصد موردنظر مولف، عبارات دارای ارتباط با هستی شناسی عدالت در حکمت سیاسی متعالیه از آراء این اندیشمندان استخراج شده است. سپس تلاش شده است تا فیش های به دست آمده بر اساس تاکید متفکر بر تقسیم مبنا و تشابه محتوایی میان آن ها و با تاکید بر نقش آفرینی در ترسیم نظام واره عدالت ساماندهی شوند. در گام نهایی نیز این با تاکید بر ربط و نسبت مستقیم یا باواسطه ای که در ترسیم عدالت دارند صورت بندی شده اند.یافته ها: برای پاسخ به این پرسش مبانی هستی شناختی حکمت سیاسی متعالیه استخراج و سامان دهی داده شده و ارتباط آن ها را به مساله عدالت نمایان شده است. لذا پنج مبنای مهم «نظام اجتماعی معقول»، «نظام اجتماعی هدفمند»، «پویایی جامعه انسانی»، «جامعه انسانی با اختیار» و «نیاز جامعه به عدالت» برای ترسیم عدالت در حکمت سیاسی متعالیه در ساحت هستی شناختی به دست آمدند. میان این مبانی نیز تقدم و تاخر بر قرار اس. به این نحو که عقلانیت جامعه، هدف داری آن را الزام می کند و این هدف داری در تحقق عدالت است. با درنظرگرفتن این هدف است که پویایی نظام سیاسی ساختار می یابد و اختیار فرد و اجتماع در تحقق عدالت نقشی عینی دارد. بر این اساس است که می توان گفت جامعه نیازمند عدالت است.نتایج: با درهم کرد و صورت بندی مبانی پنجگانه هستی شناختی مذکور، این نتیجه به دست آمده که عدالت در حکمت سیاسی متعالیه دارای سامانی است که در آن و با تاکید بر ارتباط دوسویه میان انسان مطلوب و جامعه مطلوب، تعریف می شود و هر دو این اجزاء را در هرمی به گستره هستی و در تمام ابعاد آن، به سوی آرمانی عادلانه رهنمون می سازد. به نحوی که زندگی سیاسی و اجتماعی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و حیات سیاسی انسانی بدون درنظرگرفتن هدف عدالت، ولو در سطحی حداقلی، امکان تکوین و بقا نخواهد داشت. براساس مبانی هستی شناختی حکمت سیاسی متعالیه، کمال نهایی در جامعه عادل به دست می آید. لذا جامعه انسان زمانی از ثبات برخوردار می شود که مناسباتی عادلانه مبنای شکل گیری، استقرار و تداوم آن باشد. بر این اساس هستی شناسی حکمت سیاسی متعالیه در بنیاد ترسیم جامعه عادلانه قرار می گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدصادق نصرت پناه
عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشکده معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام