تبیین میزان نفوذ تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد در افغانستان بر اساس مدل تبعیت متزلزل در دولت های درمانده (۱۹۹۱–۲۰۲۱)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SCJPO-18-2_007
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
افغانستان طی سه دهه گذشته یکی از مهم ترین موضوعات دستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد بوده است. از زمان اعمال تحریم های طالبان در اواخر دهه ۱۹۹۰ تا استقرار نیروهای بین المللی، ایجاد ماموریت کمک رسانی سازمان ملل متحد در افغانستان (UNAMA)، حمایت از دولت جمهوری اسلامی افغانستان و مدیریت پیامدهای بازگشت طالبان به قدرت، شورای امنیت با صدور قطعنامه های متعدد تلاش کرده است بر روند تحولات سیاسی و امنیتی این کشور تاثیر بگذارد. با این حال، تداوم ناامنی، گسترش فعالیت گروه های مسلح و فروپاشی نظام جمهوری در سال ۲۰۲۱ این پرسش را مطرح می سازد که تصمیمات شورای امنیت تا چه اندازه توانسته اند بر تحولات افغانستان اثرگذار باشند و چه عواملی میزان نفوذ و کارآمدی این تصمیمات را تعیین کرده اند.پژوهش حاضر با هدف تبیین میزان نفوذ تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد در افغانستان و شناسایی عوامل موثر بر اجرای یا عدم اجرای این تصمیمات انجام شده است. پرسش اصلی تحقیق آن است که میزان نفوذ تصمیمات شورای امنیت در افغانستان تابع چه متغیرهایی بوده و بازیگران داخلی، منطقه ای و بین المللی چه نقشی در تحقق یا عدم تحقق اهداف این تصمیمات ایفا کرده اند. برای پاسخ به این پرسش، مقاله چارچوب نظری جدیدی با عنوان «مدل تبعیت متزلزل در دولت های درمانده» ارائه می کند. این مدل با تلفیق نظریه دولت شکننده، نظریه تبعیت بین المللی، سازه انگاری، نظریه دولت وابسته و واقع گرایی استدلال می کند که در دولت های درمانده، تبعیت از تصمیمات نهادهای بین المللی فرآیندی یکپارچه و خطی نیست، بلکه تحت تاثیر ظرفیت دولت، شکاف های هنجاری جامعه، رقابت بازیگران داخلی، وابستگی حکومت به حمایت خارجی و رقابت قدرت های منطقه ای و بین المللی قرار دارد. بر این اساس، هرچه دولت از انسجام نهادی و توانایی اعمال اقتدار کمتری برخوردار باشد، تبعیت از تصمیمات بین المللی نیز متزلزل تر و چندپاره تر خواهد بود.این پژوهش با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و پیمایشی انجام شده است. داده های تحقیق از طریق پرسشنامه و با مشارکت استادان دانشگاهی در سه ولایت کابل، هرات و بلخ گردآوری شده اند. برای تحلیل داده ها و سنجش روابط میان متغیرها، با توجه به عدم نرمال بودن توزیع داده ها، از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. متغیر وابسته پژوهش «نفوذ تصمیمات شورای امنیت» و متغیرهای مستقل شامل مجموعه ای از بازیگران داخلی، منطقه ای و بین المللی موثر بر تحولات افغانستان هستند.یافته های تحقیق نشان می دهد که میزان تبعیت از تصمیمات شورای امنیت در میان بازیگران مختلف افغانستان یکسان نبوده است. در میان بازیگران داخلی، قوه مجریه، احزاب رسمی و نهادهای جامعه مدنی بیشترین همگرایی را با تصمیمات شورای امنیت داشته اند، در حالی که طالبان، شبکه حقانی و سایر گروه های مسلح مخالف دولت بیشترین میزان واگرایی را نشان داده اند. همچنین رفتار بازیگران منطقه ای بیش از آنکه تابع مشروعیت حقوقی قطعنامه های شورای امنیت باشد، تحت تاثیر ملاحظات ژئوپلیتیکی و امنیتی قرار داشته است. نتایج آماری بیانگر آن است که موفقیت یا ناکامی تصمیمات شورای امنیت در افغانستان بیش از هر عامل دیگری به الگوی تبعیت یا مقاومت شبکه ای از بازیگران داخلی و خارجی وابسته بوده است.نتایج پژوهش از اعتبار مدل تبعیت متزلزل در دولت های درمانده حمایت می کند. این مدل نشان می دهد که در دولت های بحران زده، میزان نفوذ نهادهای بین المللی نه صرفا تابع قدرت حقوقی تصمیمات، بلکه وابسته به ظرفیت دولت برای اعمال اقتدار و میزان همراهی بازیگران موثر با اهداف بین المللی است. از این منظر، تجربه افغانستان نمونه ای مهم از محدودیت های حکمرانی بین المللی در مواجهه با دولت های درمانده و چندپاره محسوب می شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی بغیری
دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه بین المللی اهل بیت