نقش بازدارندگی فناورانه در کارآمدی معماری شبکه ای تسلیحات روسیه: مطالعه موردی جنگ اوکراین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 60
فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_SCJPO-18-2_008
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
مقدمه و اهداف: از پایان جنگ سرد تاکنون، هم پوشانی میان نوآوری های فناورانه و تحولات ژئوپولیتیکی، بنیان های فهم کلاسیک «بازدارندگی» را دستخوش دگرگونی اساسی کرده است. گذار از منطق بازدارندگی مبتنی بر انباشت تسلیحاتی و قدرت سخت به سوی معماری های شبکه محور و حکمرانی الگوریتمیک، نشانگر ورود به عصر نوینی از راهبرد نظامی است. در این راستا، جنگ روسیه و اوکراین فراتر از یک منازعه منطقه ای، به آزمونی واقعی برای سنجش کارآمدی ترکیب «فناوری های غیرانسانی» و هوش مصنوعی در میدان نبرد تبدیل شده است. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که یکپارچه سازی هوش مصنوعی در معماری شبکه ای جنگ افزارهای روسیه چگونه موجب ارتقای توان بازدارندگی فناورانه این کشور در جنگ اوکراین شده است؟ هدف این مطالعه، تبیین گذار روسیه از بازدارندگی سنتی به بازدارندگی داده محور و شناسایی نقاط قوت و آسیب پذیری های این معماری نوین است.روش شناسی: این پژوهش با رویکرد «کیفی» و بر اساس مدل مفهومی «تحلیل لایه ای بازدارندگی فناورانه» انجام شده است. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و اسنادی در دو سطح صورت پذیرفت: نخست، استخراج و کدگذاری داده ها از متون رسمی دفاعی، گزارش های مراکز مطالعات راهبردی و شواهد میدانی جنگ اوکراین؛ و دوم، تحلیل تطبیقی پیکربندی سامانه های شبکه محور روسیه با تمرکز بر معماری پدافند موشکی و شبکه های سنجش و آتش. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از مدل چرخه «مشاهده، سمت یابی، تصمیم و اقدام» برای بازنمایی فرآیندهای عملیاتی استفاده شد و یافته ها با روش تحلیل مضمون و نگاشت روابط داده‑فرمان، به الگوی مفهومی بازدارندگی تفسیر گردیدند. این روش امکان ارزیابی پیوندهای علی و سنجش پایداری مزیت فناورانه در محیط های جنگی پرشدت را فراهم آورده است.یافته ها: روسیه با در هم آمیختن مهندسی شبکه های تسلیحاتی و هوش مصنوعی، پارادایم نوینی از هوش نظامی را عملیاتی ساخته که به جای تقلید از شناخت انسانی، بر توان محاسباتی جهت «پیش بینی و اقدام پیش دستانه» استوار است. بررسی های فنی آشکار می سازد که این معماری شبکه ای از طریق یکپارچه سازی سامانه های پدافندی و تهاجمی هوشمند نظیر سامانه «اس-۵۰۰»، موشک های «۹ام۷۲۹» و گلایدر فراصوت «آوانگارد» با شبکه های نظارت و پردازش شامل پهپادهای «اورلان» و شبکه «سورم» شکل گرفته است؛ ساختاری پیچیده که در آن داده های حسگرهای چندمنبعی (از ماهواره تا رادار) پس از تجمیع، از طریق حلقه های پردازش بلادرنگ در بستر سامانه های فرماندهی و کنترل مستقیما به زنجیره آتش متصل می شوند. استقرار این اکوسیستم یکپارچه، ضمن انتقال ابتکار عمل به شبکه، چرخه کلاسیک تصمیم تا اقدام را از مقیاس زمانی ساعت به دقیقه کاهش داده است. همبستگی مستقیم میان ظرفیت جذب و بومی سازی هوش مصنوعی در زیرساخت های نظامی با ارتقای توان واکنش چندساحتی روسیه است، به گونه ای که دفاع عملا در خدمت تهاجم قرار گرفته است؛ هرچند یافته ها نشان می دهد که همین پیچیدگی و وابستگی شبکه ای، سطحی از آسیب پذیری سیستم در برابر نشت داده و تهدیدات جنگ الکترونیک را نیز به همراه داشته است.نتیجه گیری: روسیه توانسته با گذار از بازدارندگی صرفا هسته ای به سوی «برتری میدانی الگوریتمی»، موازنه قوا را در سطوح تاکتیکی و عملیاتی به نفع خود تغییر دهد. مدل «بازدارندگی چنددامنه ای فعال» که در این پژوهش تبیین شد، نشان می دهد که امنیت و بازدارندگی در قرن بیست ویکم بیش از انباشت جنگ افزار، به مهارت در طراحی شبکه های یکپارچه و مدیریت داده در محیط های متخاصم وابسته است. با این وجود، تجربه جنگ اوکراین ثابت کرد که اتکای بیش ازحد به فناوری بدون مقاوم سازی اطلاعاتی و در نظر گرفتن محدودیت های زنجیره تامین (ناشی از تحریم ها)، می تواند به «آسیب پذیری راهبردی» منجر شود. پیامد نظری این پژوهش برای ادبیات روابط بین الملل، ضرورت بازنگری در نظریه های بازدارندگی و حرکت به سمت مدل های ترکیبی «انسان-ماشین-داده» است. برای سیاست گذاران دفاعی، تجربه روسیه الگویی از نحوه دستیابی به بازدارندگی نامتقارن از طریق هوشمندسازی تسلیحات متعارف را ارائه می دهد که البته نیازمند حفاظت سایبری مستمر است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه محروق
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد
محمد امیر رضایی
کارشناسی ارشد روابط بین الملل ، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد