تحلیل تاثیر طرح های توانمندسازی حرفه ای معلمان و معاونان بر پیشرفت عملکرد تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 5

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_1613

تاریخ نمایه سازی: 10 مرداد 1405

چکیده مقاله:

هدف پژوهش حاضر تحلیل و تبیین نقش طرح های توانمندسازی حرفه ای معلمان ابتدایی در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان است. توانمندسازی حرفه ای در این مطالعه به عنوان مجموعه ای از مداخلات نظام مند آموزشی و حمایتی شامل برنامه های توسعه حرفه ای مبتنی بر نیاز، کارگاه ها و آموزش های ضمن خدمت، مربی گری و منتورینگ آموزشی، طراحی و اجرای تکلیف های کلاسی مبتنی بر استانداردهای یادگیری، بازخورد مستمر و ارزشیابی تحصیلی معلمان، و همچنین ایجاد شبکه های یادگیری حرفه ای در مدرسه در نظر گرفته می شود. از آنجا که کیفیت آموزش در سطح کلاس به طور مستقیم متاثر از دانش، مهارت های تدریس، خودکارآمدی و نگرش معلمان است، فرض اصلی پژوهش این است که توانمندسازی حرفه ای معلمان از مسیرهایی مانند بهبود روش های تدریس، افزایش تعامل معلم–دانش آموز، ارتقای مدیریت یادگیری و توجه بیشتر به تفاوت های فردی، می تواند موجب افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شود.روش پژوهش با توجه به ماهیت مسئله، می تواند به صورت «مروری نظام مند» یا «مطالعه پیمایشی/نیمه آزمایشی» طراحی شود (برای تکمیل نهایی مقاله، نوع روش را مشخص کنید). در چارچوب مطالعه، داده ها از منابع معتبر پژوهشی و/یا داده های میدانی شامل نمرات تحصیلی دانش آموزان، سنجش های عملکرد کلاسی، شاخص های کیفیت تدریس معلمان و همچنین پرسشنامه های خودکارآمدی حرفه ای معلم جمع آوری می گردد. سپس اثر طرح های توانمندسازی از طریق تحلیل آماری و مدل های تبیینی (مانند رگرسیون، تحلیل مسیر، یا مقایسه پیش آزمون–پس آزمون در صورت وجود گروه کنترل) بررسی می شود تا هم میزان اثرگذاری و هم مکانیزم های اثرگذاری شناسایی گردد.یافته های مورد انتظار/استنتاج شده در پژوهش نشان می دهد که توانمندسازی حرفه ای معلمان ابتدایی هنگامی اثرگذارتر است که: ۱) برنامه های توسعه حرفه ای بر نیاز واقعی معلمان تمرکز داشته باشد، ۲) محتوا با استانداردهای آموزشی و اهداف یادگیری همسو شود، ۳) آموزش ها با تمرین های کلاسی، بازخورد موثر و حمایت پیوسته همراه گردد، ۴) امکان مشاهده تدریس، بازاندیشی و اصلاح روش ها فراهم شود، و ۵) محیط مدرسه از نظر مشارکت معلمان و فرهنگ یادگیری سازمانی شرایط مناسبی داشته باشد. همچنین نتایج می تواند نشان دهد که اثر توانمندسازی صرفا در بهبود نمره های آزمون خلاصه نمی شود، بلکه از طریق افزایش کیفیت یادگیری و تقویت انگیزش و درگیرشدن دانش آموزان در فعالیت های آموزشی، زمینه رشد پایدارتر عملکرد تحصیلی را فراهم می سازد.در مجموع، پژوهش حاضر با ارائه شواهد نظری و/یا تجربی به سیاست گذاران آموزشی و مدیران مدارس پیشنهاد می کند که طرح های توانمندسازی معلمان ابتدایی را به صورت هدفمند، مرحله ای و مبتنی بر داده های عملکردی طراحی کنند. همچنین لازم است نظام پشتیبانی مدارس و سازوکارهای نظارت آموزشی به گونه ای تنظیم شود که از آموزش های کوتاه مدت جدا نباشد و به تحول واقعی در عمل تدریس و کیفیت یادگیری دانش آموزان منجر شود. این پژوهش در نهایت می تواند گامی در جهت ارتقای عدالت آموزشی، کاهش شکاف یادگیری و بهبود اثربخشی سرمایه انسانی در نظام آموزشی ابتدایی باشد.

نویسندگان