تحلیل تاثیر کاربست هوش مصنوعی بر کیفیت تعاملات میان معلم، دانشآموز و خانواده در بستر آموزش نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF02_1524
تاریخ نمایه سازی: 10 مرداد 1405
چکیده مقاله:
در ساحت تعلیم و تربیت، «آموزش» نه کنشی مکانیکی برای انتقال صرف دانش، که سمفونی تعاملاتی است پویا میان سه رکن بنیادین: آموزگار، آموزنده و خانواده. این مثلث مقدس که بر پایه ی همدلی، درک متقابل و تعاطی اندیشه بنا شده، اکنون در آستانه ی گذار به عصری نوین قرار دارد. با طلوع هوش مصنوعی، سازوکارهای ارتباطی در این بستر آموزشی دستخوش دگردیسی بنیادین گشته و پرسشی سترگ پیش روی متولیان امر نهاده است: آیا این فناوری نوظهور، پلی است برای نزدیکی بیشتر و فهم عمیق تر، یا حجابی است که میان جان های تشنه و آموزگاران آگاه فاصله می افکند؟ پژوهش پیش رو، با نگاهی تحلیلی و تبارشناسانه، می کوشد تاثیر کاربست هوش مصنوعی را بر بافت ارتباطی و کیفیت این تعاملات سه گانه به ترازوی نقد بکشد. این جستار، با واکاوی فرصت ها و آسیب ها، در پی ترسیم مرزهای باریک میان «تسهیل گری تکنولوژیک» و «گسست عاطفی» است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که هوش مصنوعی، علی رغم توانمندی های شگرف در شخصی سازی آموزش و شفاف سازی مسیر یادگیری، تنها زمانی می تواند به کاتالیزوری برای تعالی تعاملات بدل شود که از چنبره ی سلطه ی مطلق الگوریتم ها رهایی یابد. حاصل این واکاوی، استلزامی است برای بازتعریف نقش ها: هوش مصنوعی باید نه به مثابه ی جایگزینی برای حضور جان بخش انسان، بلکه همچون خادمی در خدمت شکوفایی استعدادها و استحکام بنیان های تربیتی به کار گرفته شود. این مقاله با ارائه الگویی اخلاق مدار و آینده نگر، بر این باور است که کیفیت تعامل در آموزش نوین، در گرو پیوند متوازن میان «دقت ماشین» و «حکمت انسان» است تا فناوری، به جای به حاشیه راندن پیوندهای انسانی، ابزاری برای عمق بخشی به آنان در مسیر تعالی تربیت باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
زهرا محمدی اقدم
کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان
کتانه بادسار
کارشناسی امورتربیتی دانشگاه فرهنگیان
رعنا شابوئی دودکانلو
کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان