بررسی ارتباط سواد رسانهای دیجیتال، استفاده از فناوری و مهارتهای شناختی دانشآموزان: یک مطالعه مروری

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_1453

تاریخ نمایه سازی: 10 مرداد 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: در عصر دیجیتال، دانشآموزان بهعنوان نسلی که با فناوریهای نوین زیستهاند، بهطور گستردهای از رسانههای دیجیتال استفاده میکنند. با این حال، صرف دسترسی و استفاده از فناوری، تضمینکننده یادگیری موثر و توسعه مهارتهای شناختی نیست. بلکه آنچه اهمیت دارد، سطح «سواد رسانهای دیجیتال» بهعنوان توانایی تحلیل، ارزیابی و خلق محتوا در بستر دیجیتال است. این مطالعه مروری با هدف بررسی ارتباط میان سواد رسانهای دیجیتال، الگوهای استفاده از فناوری و مهارتهای شناختی (شامل تفکر انتقادی، حلمسئله، فراشناخت و انعطافپذیری شناختی) در میان دانشآموزان انجام شد. روششناسی: این پژوهش از نوع مطالعات مروری نظامند (Systematic Review) بود که بر اساس چارچوب PRISMA انجام گرفت. جستجوی نظامند در پایگاههای داده معتبر شامل Scopus، Web of Science، PubMed، ERIC و Google Scholar برای مقالات منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ انجام شد. از کلیدواژههای ترکیبی شامل "Digital Media Literacy"، "Technology Use"، "Cognitive Skills"، "Critical Thinking"، "Students" و "Adolescents" استفاده گردید. پس از غربالگری اولیه، ۴۷ مقاله که معیارهای ورود (دسترسی به متن کامل، طراحی کمی یا ترکیبی، جامعه هدف دانشآموزان ۶ تا ۱۸ سال) را داشتند، انتخاب و بهطور عمیق تحلیل شدند. یافتهها: نتایج مرور نشان داد که رابطه بین سواد رسانهای دیجیتال و مهارتهای شناختی، یک رابطه چندبعدی و غیرخطی است. سه یافته اصلی عبارتند از: (۱) سواد رسانهای دیجیتال بالا با تفکر انتقادی و مهارتهای حلمسئله پیچیده همبستگی مثبت معناداری دارد (۸۵٪ از مطالعات تاییدکننده)، (۲) استفاده غیرفعال و مصرفمحور از فناوری (مانند تماشای طولانیمدت ویدئو بدون تحلیل) با کاهش توجه پایدار و حافظه کاری مرتبط است، در حالی که استفاده فعال و تولیدمحور (مانند کدنویسی، ویرایش محتوا، وبلاگنویسی) با افزایش انعطافپذیری شناختی همراه است، و (۳) مهارتهای فراشناختی بهعنوان متغیر میانجی در رابطه بین میزان استفاده از فناوری و عملکرد تحصیلی عمل میکنند؛ بهطوری که دانشآموزان با سواد دیجیتال بالاتر، نظارت بیشتری بر فرایند یادگیری خود دارند. نتیجهگیری: این مطالعه مروری بر لزوم گذار از رویکرد «مهارتهای ابزاری» به «سواد انتقادی» در نظامهای آموزشی تاکید دارد. صرف افزایش ساعت استفاده از فناوری، بهتنهایی نمیتواند پیشبینیکننده توسعه شناختی باشد؛ بلکه کیفیت تعامل، هدف از استفاده و توانایی ارزشیابی اطلاعات، نقش کلیدی ایفا میکنند. پیشنهاد میشود که برنامههای درسی، آموزش سواد رسانهای انتقادی را از دوران دبستان آغاز کرده و معلمان را برای تلفیق هدفمند فناوری در کلاس درس توانمند سازند.

نویسندگان

مهدیه جعفریان

میکروبیولوژی

خدیجه کریمی

لیسانس حقوق

زهره توتونی مفرد

لیسانس تربیتی