بررسی رابطه همسویی خانه و مدرسه در مقطع ابتدایی و تاثیر آن بر پیشگیری از آسیب های اجتماعی دانش آموزان

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_1370

تاریخ نمایه سازی: 10 مرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه همسویی خانه و مدرسه در مقطع ابتدایی و تاثیر آن بر پیشگیری از آسیب های اجتماعی دانش آموزان انجام شده است. در سال های نخستین رشد، دانش آموزان بیش از هر دوره دیگری تحت تاثیر دو نهاد اصلی اجتماعی شدن، یعنی خانواده و مدرسه، قرار دارند. هرگونه ناهماهنگی میان ارزش ها، انتظارات، شیوه های تربیتی و الگوهای رفتاری این دو نهاد می تواند زمینه ساز بروز تعارض، سردرگمی هویتی، افت تحصیلی، مشکلات رفتاری و در نهایت افزایش آسیب پذیری کودکان در برابر آسیب های اجتماعی شود. در مقابل، همسویی و تعامل سازنده میان خانه و مدرسه، با ایجاد محیطی امن، منسجم و حمایتگر، نقش مهمی در تقویت سلامت روانی، اجتماعی و اخلاقی دانش آموزان و کاهش زمینه های گرایش آنان به رفتارهای پرخطر ایفا می کند.این مطالعه با رویکرد توصیفی تحلیلی و بر پایه بررسی منابع نظری و پژوهش های مرتبط، به تبیین ابعاد مختلف همسویی خانه و مدرسه و ارتباط آن با پیشگیری از آسیب های اجتماعی در دانش آموزان دوره ابتدایی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که همسویی خانه و مدرسه مفهومی چندبعدی است که مولفه هایی همچون تفاهم تربیتی، هماهنگی ارزشی، مشارکت والدین در امور آموزشی، ارتباط مستمر و موثر میان معلمان و خانواده ها، نظارت مشترک بر رفتار و پیشرفت تحصیلی کودک، و همکاری در حل مسائل عاطفی و اجتماعی دانش آموزان را دربر می گیرد. هرچه این مولفه ها در روابط خانه و مدرسه تقویت شوند، احتمال شکل گیری احساس تعلق، اعتماد، مسئولیت پذیری، خودکنترلی و سازگاری اجتماعی در دانش آموزان افزایش می یابد و به همان نسبت، امکان بروز رفتارهایی چون پرخاشگری، انزواطلبی، ناسازگاری، دروغ گویی، افت تحصیلی، فرار از مدرسه و دیگر نشانه های اولیه آسیب اجتماعی کاهش پیدا می کند.نتایج بررسی ها همچنین حاکی از آن است که در مقطع ابتدایی، به دلیل شکل گیری پایه های شخصیت و هویت اجتماعی کودک، نقش پیشگیرانه همسویی خانه و مدرسه بسیار برجسته تر از مداخلات دیرهنگام در دوره های بعدی است. هنگامی که خانواده و مدرسه درباره اصول تربیتی، شیوه های تشویق و تنبیه، نحوه مدیریت هیجان ها، آموزش مهارت های زندگی، رعایت هنجارها و پاسخ گویی به نیازهای عاطفی و آموزشی کودک به درک مشترک می رسند، دانش آموز پیام های منسجم تری دریافت می کند و در نتیجه، توانایی بیشتری برای تشخیص رفتار درست از نادرست، حل تعارض، مقاومت در برابر فشار همسالان و رعایت قواعد اجتماعی به دست می آورد. چنین فرایندی می تواند از تبدیل مسائل کوچک رفتاری به مشکلات جدی تر اجتماعی جلوگیری کند.از سوی دیگر، نبود همسویی میان خانه و مدرسه غالبا با تعارض پیام های تربیتی، کاهش اعتماد کودک به بزرگسالان، ضعف نظارت، افت کیفیت ارتباط عاطفی، و شکل گیری شکاف میان محیط خانوادگی و محیط آموزشی همراه است. این وضعیت نه تنها اثربخشی برنامه های تربیتی مدرسه را کاهش می دهد، بلکه احتمال بروز آسیب هایی نظیر قلدری، پرخاشگری، وابستگی به فضای مجازی ناسالم، افت انگیزه تحصیلی، بی نظمی رفتاری و گرایش به گروه های ناسالم را نیز افزایش می دهد. در این میان، نقش مدیران مدارس، معلمان، مشاوران و والدین در طراحی الگوهای مشارکتی، برگزاری نشست های آموزشی، تبادل بازخوردهای مستمر و ایجاد فرهنگ گفت وگوی تربیتی، بسیار تعیین کننده است.بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که همسویی خانه و مدرسه یکی از مهم ترین راهبردهای پیشگیرانه در حوزه آسیب های اجتماعی دانش آموزان ابتدایی است. تقویت این همسویی از طریق آموزش والدین، توانمندسازی معلمان در ارتباط با خانواده، طراحی سازوکارهای مشارکت محور، و توجه به نیازهای روانی اجتماعی کودکان، می تواند به کاهش عوامل خطر و افزایش عوامل محافظت کننده در محیط رشد دانش آموزان منجر شود. بنابراین، سیاست گذاران آموزشی و دست اندرکاران نظام تعلیم و تربیت باید تعامل نظام مند و هدفمند میان خانواده و مدرسه را به عنوان یکی از ارکان اصلی پیشگیری اجتماعی در دوره ابتدایی مورد توجه قرار دهند.

نویسندگان