اگرچه دوگانگی
نفس و
بدن نزد جمهور فلاسفه پیش از
صدرا و همچنان در اذهان عامه مردم رسوب کرده، مبانی مستحکمی که
صدرا در
نفس شناسی خود بر جای گذاشت، قریب به اتفاق فیلسوفان عصر حاضر را ناگزیر از نفی این دوگانگی کرده است؛ اما همچنان نوعی دوگانه انگاری مشاهده می شود. به نظر می رسد دیدگاه مشهور ملاصدرا یعنی ترکیب اتحادی
نفس و بدن، دیدگاهی موجه در توصیف رابطه آنها باشد؛ اما دیدگاه نهایی صدرالمتالهین در هستی شناسی یعنی نظریه
وحدت شخصی وجود ایجاب می کند که همه مسائل حکمت متعالیه، ازجمله مبحث
نفس و مسائل مرتبط با آن را مبتنی بر این دیدگاه توجیه و تفسیر کنیم که این از نوآوری های مقاله حاضر در مقام رویکرد محسوب می شود. در این مقاله، ارتباط
نفس و
بدن نزد فلاسفه اسلامی در دو دسته کلی دوگانه انگاری و
یگانه انگاری آمده، سپس در دیدگاه
یگانه انگاری که اشاره به نگاه پیروان حکمت متعالیه دارد، نظرات در دو گروه قائلان به «اتحاد
نفس و بدن» و قائلان به «وحدت
نفس و بدن» دسته بندی شده است. مطالب بخش اخیر نشان می دهد قرائن فراوانی بر موجه بودن دیدگاه
وحدت گرا وجود دارد. نوآوری های محتوایی مقاله که بازنمایی محتوایی رابطه
نفس و
بدن بر اساس دیدگاه
وحدت گرا محسوب می شوند، عبارت اند از:۱) برساخت
وحدت نفس و
بدن مبتنی بر تعریف
بدن به فعل بالذات نفس؛۲) تعیین شاخص برای تشخیص
بدن حقیقی به عنوان متعلق تصرف
نفس به کمک تحلیل مفهوم تصرف؛۳) ارائه تفسیری حکمرانانه از
وحدت نفس و
بدن از مدخل عینیت بدنیت
بدن با ربوبیت و مدیریت
نفس ۴) ارائه تفسیری ضد مادی (ضد ماتریالیستی) از
وحدت نفس و
بدن مبتنی بر نظریه جسمانیه الحدوث بودن
نفس و کثرت تحلیلی بین ماده و صورت.