سینما به مثابه زبان: سکون و نحو تصویری در طعم گیلاس
محل انتشار: سومین کنفرانس ملی مطالعات میان رشته ای در ادبیات و هنرهای کاربردی، موسیقی، نمایش و سینما
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
DSBM03_026
تاریخ نمایه سازی: 7 مرداد 1405
چکیده مقاله:
این مقاله با تمرکز بر فیلم طعم گیلاس (۱۹۹۷) ساخته عباس کیارستمی، می کوشد بررسی کند که آیا مولفه هایی چون نماهای بلند، حرکت محدود دوربین، صداهای خارج از قاب، حذف موسیقی هدایتگر و الگوی تدوین تعلیقی، صرفا انتخاب هایی سبکی اند یا در سطحی ساختاری عمل می کنند. مسئله اصلی پژوهش تمایز میان «سبک» و «سازمان نحوی» در سینمای کمینه گراست. پژوهش با رویکردی توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از تحلیل نزدیک صحنه های منتخب، در چارچوبی تلفیقی از نظریه نحو سینمایی کریستین متز، مفهوم «تصویر-زمان» ژیل دلوز، «معنای سوم» رولان بارت و «متن باز» اومبرتو اکو، به بررسی چگونگی سازمان یابی عناصر فرمی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در این فیلم، تکرار مسیر جاده، امتداد زمانی نماها، اقتصاد حرکتی دوربین، برجسته سازی صداهای محیطی و تعلیق در تدوین، در سه سطح فضایی، زمانی و صوتی به صورت تکرارشونده و هم افزا عمل می کنند. این هم زمانی و تکرار نظام مند سبب می شود سکون از سطح یک ویژگی سبکی فراتر رود و به قاعده ای سازمان دهنده در روابط میان نماها تبدیل شود؛ قاعده ای که می توان آن را «نحو تصویری سکون» نامید. در این نحو، معنا نه از طریق اوج های دراماتیک و پیوندهای علی–معلولی کلاسیک، بلکه از رهگذر تعلیق، استمرار و خلا اطلاعاتی تولید می شود. بدین ترتیب، مقاله نشان می دهد که سکون در طعم گیلاس کارکردی ساختاری دارد و می تواند الگویی برای تحلیل سازمان معنایی در برخی نمونه های سینمای مدرن ایران فراهم آورد.
کلیدواژه ها:
سینما به مثابه زبان ، سکون ، نحو تصویری ، عباس کیارستمی ، طعم گیلاس ، تصویر-زمان ، معنای سوم ، متن باز
نویسندگان
مرتضی آسمانی
کارگردان سینما، دانشجوی دکتری زبانشناسی گروه زبانشناسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.