کاربست نظریه کارن هورنای در مطالعه روان شناختی شخصیت دادخواه در رمان «این مرد از همان موقع بوی مرگ می داد»

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 81

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_BAHARESTAN-21-63_007

تاریخ نمایه سازی: 6 مرداد 1405

چکیده مقاله:

کارن هورنای از جمله روان کاوانی است که برخلاف فروید معتقد بود ارتباطات اجتماعی، نقش موثری در شکل گیری شخصیت ایفا می کنند. از دیدگاه او قرار گرفتن در بستر نامناسب اجتماعی، عاملی مهم برای ایجاد اضطراب بنیادی در فرد است. این پژوهش با بهره گیری از آرای هورنای به بررسی و تحلیل شخصیت دادخواه در رمان این مرد از همان موقع بوی مرگ می داد پرداخته است. تحقیق حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی است درصدد است به این سوال اصلی پاسخ دهد که دادخواه از کدام مکانیسم دفاعی در برابر اضطراب بنیادی بهره گرفته است؟ نتایج پژوهش، بیانگر آن است که تجارب ناگوار شخصی و اجتماعی همچون شرایط نامناسب خانوادگی، تمسخر هم کلاسی ها، ناکامی عشقی، زندگی زناشویی نامناسب و خصوصا شکست از نصرت، اضطراب بنیادی را در دادخواه به وجود آورد. دادخواه برای مقابله با اضطراب، به مکانیسم برتری طلبی روی آورد اما در برخی موقعیت ها، نشانه هایی از تمایلات عزلت طلبانه نیز در رفتار او قابل تشخیص است که موجب بروز تضاد بنیادی در او شد.

کلیدواژه ها:

این مرد از همان موقع بوی مرگ می داد ، محمد حنیف ، کارن هورنای ، اضطراب بنیادی ، برتری طلبی.

نویسندگان

محبوبه بسمل

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سوادکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، سوادکوه، ایران.