بررسی تقابل مفهومی در مثنوی مولوی (با تکیه بر حواس ظاهری و باطنی) بر اساس نظریه انسان شناسی کلود لوی استروس
محل انتشار: مجله بهارستان سخن، دوره: 18، شماره: 54
سال انتشار: 1400
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 26
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_BAHARESTAN-18-54_001
تاریخ نمایه سازی: 6 مرداد 1405
چکیده مقاله:
چکیده نظریه ساختار دو قطبی و تقابلی، از نظریه ساخت گرایی متاثر شد و برجسته ترین نظریه پرداز این حوزه، کلودلوی استروس است که به تحلیل زوایا و ابعاد وجودی انسان در مواجهه با جهان اطراف می پردازد. وی معتقد است که ساختار ذهن انسان برای درک پدیده ها، هر پیوستاری را در قطب های متقابل دوگانه ای قرار می دهد و این کنش ذهنی فراگیر در نهایت منجر به تقابل های دوگانه می شود. بنابراین، هر ساختار تفکر بدوی بر تقابل استوار است. این نگرش، در باورهای ادبیات عرفانی ما نیز دیده می شود. از آنجا که مولوی، خود از واضعان عرصه عرفان اسلامی است، از کتاب مثنوی او می توان به عنوان منبعی ارزشمند برای اظهار و ابلاغ آموزه های عرفانی سود جست که سرشار از انواع رابطه های تقابلی حواس ظاهر و باطن، آن هم با زبان تمثیل و یا در قالب حکایت است که می توان با تحلیل آنها، ساختار اندیشه مولانا را در حوزه انسان شناسی ترسیم کرد. در این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی، با محور قرار دادن رابطه دوگانه لوی استروس، تقابل حواس ظاهری و باطنی را در مثنوی مولوی به عنوان دو ضد متعامل که رابطه و پیوند اثرگذاری نسبت به هم دارند، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ربابه عباسی صاحبی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد قائم شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائم شهر، ایران.
حسین منصوریان سرخگریه
دانشیارگروه زبان وادبیات فارسی، واحد قائم شهر، دانشگاه آزاداسلامی، قائم شهر، ایران.
رضا فرصتی جویباری
استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد قائم شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائم شهر، ایران.