مفهوم شادی و مترادفات آن از دیدگاه خیام، خاقانی و سلمان ساوجی
محل انتشار: مجله بهارستان سخن، دوره: 18، شماره: 54
سال انتشار: 1400
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_BAHARESTAN-18-54_007
تاریخ نمایه سازی: 6 مرداد 1405
چکیده مقاله:
چکیده شادی، یعنی احساس آرامش درونی که باعث درک لذت روان انسان می گردد و جلوه آن در جسم انسان به صورت گشاده رویی و خنده متجلی می گردد. امروزه معیارهای گوناگونی برای به وجود آوردن شادی و شادمانی و کاهش نسبی اندوه و ناراحتی معرفی می شود که برخی از آن ها تاثیرگذاری اندکی بر نشاط و شادمانی دارند یا اثرات آن ها بر خوشی و سرور کوتاه مدت است. ادبیات و به تبع آن اشعار شاعران در زمینه های مختلف، تاثیر روزافزونی بر روح و روان انسان ها داشته است. یکی از مهم ترین مسائل از دیدگاه شاعران، بیان شادی و مترادفات آن است. به این منظور در این مقاله به بررسی مقوله شادی از منظر سه شاعر پرداخته شد، که مشخص گردید خیام در کنار بینش فلسفی و ریاضی خود، دنیا را گذرا می داند و انسان را به نشاط و شادمانی و غنیمت دانستن عمر دعوت می کند. خاقانی در کنار معرفت خود در علوم دیگر، مخاطبان را اغلب به نشاط فرا می خواند و با اشاره به جشن ها، اعیاد و بزم پادشاهان و وصف طبیعت با استفاده از استعارات و کنایات مشغول به شادی و سرور می بیند و همچنین سلمان ساوجی نیز سرور و نشاط را بیشتر معنوی می داند و به آن تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مسعود پرتوی نژاد فومنی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.
محمدرضا شادمنامن
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.
علیرضا نیکوئی
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، گیلان، ایران.