نقش فلسفه در تحول معماری از نظم کیهانی تا پایداری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSAUE11_1072

تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1405

چکیده مقاله:

فلسفه در معماری همواره نقش برجسته ای در شکل دهی به تحول های فکری و فرهنگی بشر ایفا کرده است. این هنر چند بعدی در پی پاسخ به نیازهای انسانی و تبیین جایگاه انسان در جهان است و این جست وجو به وسیله مفاهیم فلسفی هدایت می شود. در دوران کلاسیک اندیشه های افلاطونی و ارسطویی تاکید بر نظم کیهانی، تعادل و زیبایی داشتند که معماری را به ابزاری برای بیان هماهنگی و یکپارچگی جهان تبدیل کردند. با ظهور مدرنیسم و فلسفه روشنگری، عقل گرایی و عملکردگرایی جایگزین ارزش های کلاسیک شدند و معماری به سوی سادگی، کارکردگرایی و توجه به فناوری سوق یافت. در دوره پسامدرن نقد مدرنیسم و توجه به غنای فرهنگی و تاریخی، مفاهیم هویت، تنوع و معنویت را وارد معماری کرد. در عصر معاصر دغدغه های محیط زیستی و نیاز به پایداری فلسفه معماری را به سمت طراحی های پایدار و انسان محور هدایت کرده است. این تغییرات نشان می دهند که فلسفه نه تنها نظریه های معماری را شکل داده بلکه مسیر تحول آن را در پاسخ به نیازهای جهانی ترسیم کرده است. ارتباط میان فلسفه و معماری نمادی از تلاشی مداوم برای درک و تحقق تعادل میان انسان، طبیعت و فناوری است.

نویسندگان

سوران عبداللهی

دانشجوی کارشناسی ارشد گروه مهندسی معماری دانشگاه ارومیه

سجاد اکبری بالدرلو

استادیار گروه مهندسی معماری دانشگاه ارومیه