پیوند زاگرس با مهر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSAUE11_0571

تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1405

چکیده مقاله:

رشته کوه زاگرس جلوگاه بخش بزرگی از فرهنگ و هویت قوم ایرانی است. پژوهشگرانی ریشه آن را یونانی و برخی هم آن را برگرفته از زبان فارسی باستان و شاخه های دیگر آن مانند زبان کردی دانسته اند. در این جستار نگاه پژوهندگان و سپس به ریشه و نمودهای اساطیری آن می پردازیم. نخست به بررسی کلیدواژه زاگرس، ریشه تاریخی، اسطوره، آیین مهر. زاگرس نام یکی از رشته کوه های ایران است که از شمال غرب تا جنوب امتداد دارد. این پهنه وسیع در دوره باستان منزلگاه دو قوم مهم یعنی مادها و پارس ها بوده است. در بندهشن در چگونگی کوه ها آمده است: «نخستین کوهی که فراز رست البرز ایزدی بخت بود، از آن پس همه کوه های دیگر به هجده سال فراز رستند... به شمار دو هزار و دویست و چهل و چهار کوه دادگی». در این بخش از بندهشن نام البرز آمده ولی واژه زاگرس نیامده است همین موضوع یکی از دلایلی است که سبب شد تا پژوهشگران و نویسندگانی مانند دکتر غلامحسین مصاحب زاگرس را واژه ای یونانی بنامند. استرابو یا استرابون جغرافی دان و تاریخ نگار یونانی پیش از میلاد نخستین فردی است که نام زاگرس را در کتاب جغرافیای خود برای سلسله کوه های غرب ایران به کار برده است. در تاریخ هردوت هم که پیش از جغرافیای استرابون نوشته شده، درباره قوم ماد مطالبی بیان شده ولی از زاگرس سخنی به میان نیامده است. پندار یونانی بودن این واژه در اواخر قرن هجدهم میلادی با ورود آن به دایره المعارف بریتانیکا و سپس از طریق ترجمه وارد زبان فارسی شد. حسن پیرنیا نیز در کتاب تاریخ ایران باستان به زاگرس اشاره کرده و محمد قزوینی هم در یادداشت های خود به یونانی بودن آن تاکید کرده است. دکتر فریدون جنیدی با ابراز شرمساری می گوید: «نام این کوه در اوستا (اپایری سان) و در پهلوی (آبرسن) است اما ایرانیان با شرم بسیار، همگی آن را با نامی که یونانیان بر آن نهاده اند؛ «زاگرس» می خوانند. اندیشمندانی هم مطابق سخن هردوت درباره یکی از قبایل ماد به نام ساگارتی ها (هردوت، ۱۳۳۸: ۱۰۰) زاگرس را ریختی از ساگارتی (زاگراتی) می دانند برخی نیز زاگرس را بر اساس پشت ها از گر (gar) به معنی کوه و از ریشه زبان اوستایی در نظر گرفته اند. ریشه آگر (Agre) در زبان کردی به معنی آتش نگاه دیگری است که برای ریشه زاگرس بیان گردیده است. رشته کوه البرز و زاگرس بخش مهمی از تاریخ و اساطیر قوم ایرانی را در خود به یادگار دارند. در اساطیر ایران و جهان پیوند کوه با ایزدان ناگسستنی بوده است؛ در یونان کوه المپ مکان زئوس فرمانروای خدایان یونانی است. در اوستا نیز آمده است: آرامگاه ایزد مهر بر فراز کوه هریتی (در پهلوی هربرز و فارسی شده آن البرز) جای دارد. مردم ایران باستان فروزش مهر بر سیغ کوه ها را در آغاز طلوع خورشید و نخستین روز انقلاب زمستانی جلوه آشکاری از ایزد مهر می دانستند. جشن مهرگان شانزدهمین روز ماه مهر بازمانده ای از این آیین است که در ماه مهر برگزار می شده است. با توجه به آرامگاه مهر در کوه البرز اوستا، همان و رستن کوه های دیگر پس از آن، بندهشن (همان کوه های زاگرس) هم از دیرباز با آیین مهر و ایزد آفتاب پیوند داشته است. برای نمونه در کوه های زاگرس نزدیک کرمانشاه مردمانی به نام کاسیت ها می زیستند و ایزد آنها آفتاب بود و سوریاش نام داشت. کوه مهر یا رحمت که تخت جمشید و آرامگاه های هخامنشیان بر دامنه آن بنا شده، کوه بیستون یا بستان محل نیایش ایزد و کوه مخروطی شکل معروف به زندان سلیمان نزدیک آتشکده آذرگشسب در آذربایجان غربی که معبد و قربانگاه آیین مهر بوده است. در پهنه وسیع زاگرس نشانه های این پیوند بسیار است بیان همه آن ها نیازمند فرصت و پژوهشی دیگر است. برای مثال تا چند سال پیش معبدی سنگی و پلکانی شکل زیگورات سنگی در دامنه کوه نقاره کوب بیجار وجود داشت که توسط حفاران و سوداگران گنج تخریب شده است. در و به در زندگی و فرهنگ زاگرس نشینان هنوز هم جلوه هایی از آیین میترا به یادگار مانده است. گذشته شیوه سنتی کندوهای سفالی زنبور عسل را رو به آفتاب بر دیوارهای کاهگلی قرار داده اند. در منطقه اورامانات و روستاهای زاگرس پنجره خانه ها به رنگ آبی و رو به آفتاب است. رنگ آبی رنگی آسمانی و متعلق به آناهیتا، الهه آب است. آناهیتا ایزد آب پس از مهر بیشترین تاثیر را در هنر و معماری سرزمین ایران داشته و معبدی به همین نام در کنگاور از آن به یادگار مانده است. امروزه واژه گروس که با واژه زاگرس شباهت دارد در مناطقی از غرب کشور به کار می رود و واژه ای یونانی نیست. گروس تا دوره قاجار نام قدیمی منطقه پهناوری با مرکزیت شهر بیجار بود. دو تن از رجال مهم دوره قاجار فاضل خان گروسی و امیر نظام گروسی اهل این شهر بوده اند. علاوه بر این نام روستایی در صحنه کرمانشاه و سراب آذربایجان هم گروس است. گر (gar) از ریشه اوستایی به معنی کوه و روس شکل آوایی دیگری از روز یا روژ در زبان کردی بوده است. بنابراین می توان معنی کوه روشنایی یا کوه مهر را برای آن در نظر گرفت. بدین سان این واژه رایج در آن ناحیه نیز در ارتباط با آیین مهر است. امروزه نام گروس را برای پسران انتخاب می کنند. و با توجه به زبان کردی که واژگانی از فارسی باستان و زبان پهلوی را به همراه دارد و پیوند دیرینه کوه با مهر در ایران می توان گفت واژه زاگرس از دو تکواژ زاگ (zag) در زبان کردی به معنی زاده و «رس» همان روز یا روژ که در شکل یونانی آن به شکل رس (ros) ماندگار شده است. از این نگاه زاگرس همان زاگروز یا زاگروژ به معنای زاده یا آفریده روز یا مهر است. بدین سان می توان نتیجه گرفت که زاگرس (zagros) ریشه ای کهن از فارسی باستان و شاخه های آن دارد و یونانی نیست. یکی از ویژگی های جغرافیای استرابون این است که از واژگان برساخته از خود برای معرفی همه سرزمین ها استفاده نکرده است. علاوه براین پیش از استرابون یونانیان به سرزمین پارس رفت وآمد داشتند. برای مثال فیثاغورس در زمان داریوش از ایران و پرسپولیس دیدن کرده و سفرنامه او از کهن ترین سفرنامه ها در جهان است. به نظر می رسد فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای رفع این شبهه اقدام نماید و این نماد هویت قوم ایرانی را از شبهه زبان یونانی رها سازد و به تدریج شکل زاگروز (zagroz) را جایگزین نماید.

کلیدواژه ها:

نویسندگان