ارزیابی ظرفیت فرهنگ دیجیتال و هنرهای تعاملی در هوشمندسازی خدمات فرهنگی شهری و توسعه دسترسی عادلانه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICSAUE11_0388

تاریخ نمایه سازی: 4 مرداد 1405

چکیده مقاله:

شهرها به طور فزاینده ای در فرهنگ دیجیتال و هنرهای تعاملی سرمایه گذاری می کنند تا موزه ها، کتابخانه ها، میراث و فضاهای عمومی را غنی کنند و در عین حال وعده هوشمندتر شدن، شخصی سازی و دسترسی عادلانه تر به فرهنگ را بدهند. با این حال شواهد موجود در حوزه های انفورماتیک، شهری، سیاست گذاری، فرهنگی، تعامل انسان و رایانه و مدیریت عمومی پراکنده و ناهمخوان است و درباره اینکه چه کسانی بهره مند می شوند، چگونه و با چه مبادله هایی یافته های متناقضی ارائه می کند. این مرور با اتکا به ۵۵ منبع که طیفی از نقدهای مفهومی، مطالعه های موردی تجربی و مداخله های طراحی را دربر می گیرد شرایطی را که تحت آن فرهنگ دیجیتال و هنرهای تعاملی به هوشمندی خدمات و عدالت دسترسی کمک می کنند و نیز موقعیت هایی را که این فناوری ها شکاف ها را بازتولید یا خطرهای تازه ای ایجاد می کنند ارزیابی می کند. رویکرد ما مرور روایتی با عناصر فراتحلیلی از نوع مرور حوزه است. پنج دامنه موضوعی هوشمندی و عملیات خدمات؛ مشارکت و هم آفرینی؛ سازوکارهای دسترس پذیری و شمول؛ حکمرانی و پلتفرمی سازی و پیامدهای فضایی و اجتماعی فرهنگی تحلیل شده و سپس در قالب یک تیپولوژی تطبیقی مداخله ها و مجموعه ای از شاخص های سنجش عدالت فرهنگی ادغام می شوند. شواهد همساز نشان می دهد که واسط های حسگر، محور تجربه های افزوده مجازی، اسکرین های شهری، پلتفرم های هم آفرینی و برنامه ریزی فرهنگی داده محور می توانند دامنه دسترسی را گسترش دهند، نقاط تماس فرهنگی را متنوع کنند و عملیات تطبیقی را پشتیبانی نمایند به ویژه هنگامی که با طراحی دسترس پذیر، گزینه های آفلاین کم هزینه و مشارکت های جامعه محور همراه باشند. با این حال الگوهای مشارکت و استفاده غالبا بازتاب دهنده شیب های اجتماعی موجود است؛ و بدون نگهبان های توزیعی و فرایندی دیجیتالی سازی می تواند نابرابری را تثبیت کرده و به شبه مشارکت، نظارت و همگن سازی فرهنگی بینجامد. ما انتقال از منطق شهر هوشمند به سوی شهرهای هوشمند انسان گرا و رویکردهای عدالت طراحی را پیشنهاد می کنیم؛ رویکردهایی که توانمندی های انسانی، استانداردهای دسترس پذیری و حکمرانی داده و پلتفرم ها را در کانون می گذارند. این مرور با پیامدهای عملی برای سیاست، عمل و ارزیابی پایان می یابد از جمله مجموعه ای حداقلی از شاخص ها که با ابعاد عدالت همسو است و به راهنماهای بین المللی تکیه دارد.

نویسندگان

محمود سوداگر

دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان، تاکستان، ایران