نارسایی انتهایی کلیه، یکی از چالش برانگیزترین بیماری های مزمن است که بیماران را در مسیر
تصمیم گیری های حیاتی درباره شیوه ی درمان (همودیالیز،
دیالیز صفاقی یا پیوند کلیه) قرار می دهد. با وجود تاکید قوانین ملی و جهانی بر حق
بیمار برای مشارکت آگاهانه در فرایند درمان، یافته های مطالعه کیفی در ایران نشان می دهد که بیشتر بیماران دیالیزی، نقشی در انتخاب نوع
دیالیز خود ندارند و با ایشان در این باره مشورت نمی شود. این شکاف به عنوان مانعی مهم در
کیفیت زندگی بیماران و اخلاق محوری
نظام سلامت نقش دارد. تحلیل تجربیات زیسته این بیماران، سه عامل کلیدی را به عنوان ریشه ی این مساله شناسایی کرده است: ۱- خلا اطلاعاتی (عدم آگاهی از گزینه های موجود و تبعات آن)، ۲- ترس و درماندگی در مواجهه با ناشناخته های بیماری و درمان، و ۳- فرهنگ پزشک محور حاکم بر
نظام سلامت که فضای لازم برای گفت وگوی فعال را با محدودیت مواجه می کند. این خلاصه سیاستی، با استناد به این شواهد، سه گزینه راهبردی را برای عبور از این چالش پیشنهاد می دهد: تدوین دستورالعمل ملی
تصمیم گیری مشترک به عنوان پایه قانونی تغییر، توسعه پلتفرم ملی آموزشی چندرسانه ای برای توانمندسازی بیماران و پر کردن خلا اطلاعاتی، و در گام نهایی، راه اندازی کلینیک های مشاوره تخصصی انتخاب روش دیالیز. اولویت اجرا با دو گزینه اول است که به صورت مکمل، همزمان هم فرهنگ
نظام سلامت و هم سطح آگاهی بیماران را هدف می گیرند. سرمایه گذاری در این مسیر همان طور که افزایش رضایت
بیمار را به همراه دارد، با بهبود پایبندی به درمان و انتخاب روش هماهنگ با سبک زندگی، در بلندمدت به بهینه سازی منابع مالی و ارتقای کارایی
نظام سلامت منجر می شود. بنابراین، اقدام پیگیر سیاستگذاران برای نهادینه کردن مدل مراقبت مشارکتی در حوزه ی نارسایی کلیه، ضرورتی قابل توصیه است.