تحلیل تطبیقی بازنمایی مفاهیم امید، رنج، عشق و معنای زندگی در آثار کلاسیک زبان و ادبیات فارسی با تاکید بر نیازهای روان شناختی انسان معاصر

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 69

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3082

تاریخ نمایه سازی: 31 تیر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف تحلیل تطبیقی بازنمایی مفاهیم امید، رنج، عشق و معنای زندگی در آثار کلاسیک زبان و ادبیات فارسی و تبیین نسبت آن ها با نیازهای روان شناختی انسان معاصر انجام شده است. در دنیای امروز، گسترش اضطراب، افسردگی، احساس تنهایی، بحران هویت و کاهش احساس معنا در زندگی، توجه پژوهشگران را به ظرفیت های فرهنگی و ادبی برای ارتقای سلامت روان معطوف ساخته است. ادبیات کلاسیک فارسی، به عنوان گنجینه ای از تجربه های زیسته، حکمت، عرفان و اخلاق، مفاهیمی بنیادین را در خود جای داده که می توانند در پاسخ گویی به نیازهای روان شناختی انسان معاصر نقش موثری ایفا کنند. از این رو، پژوهش حاضر در پی آن است که با بازخوانی آثار برجسته ادبیات کلاسیک فارسی، جایگاه و کارکرد این مفاهیم را در پرتو نظریه های نوین روان شناسی تبیین کند.این پژوهش از نوع مروری و با رویکرد تحلیل تطبیقی است. داده ها از طریق مطالعه و بررسی منابع معتبر کتابخانه ای شامل کتاب ها، مقالات علمی، پایان نامه ها و آثار کلاسیک زبان و ادبیات فارسی گردآوری شده و سپس با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفته اند. در این راستا، آثار شاعران و اندیشمندانی چون فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ، عطار و نظامی با تاکید بر مفاهیم امید، رنج، عشق و معنای زندگی مطالعه و یافته ها با دیدگاه های روان شناسی مثبت نگر، نظریه امید، معنادرمانی، بهزیستی روان شناختی و نظریه های مرتبط با سلامت روان مقایسه و تحلیل شده اند.یافته های پژوهش نشان می دهد که در ادبیات کلاسیک فارسی، امید به عنوان نیروی محرک رشد و پایداری انسان، رنج به عنوان زمینه ساز خودشناسی، تعالی و کمال، عشق به عنوان عامل تحول فردی و اجتماعی و معنای زندگی به عنوان غایت حیات انسانی، جایگاهی محوری دارند. همچنین نتایج حاکی از آن است که بسیاری از آموزه های ادبیات کلاسیک فارسی با اصول و یافته های روان شناسی معاصر هم خوانی قابل توجهی داشته و می توانند در تقویت تاب آوری، افزایش امید، کاهش اضطراب و افسردگی، ارتقای سلامت روان، تقویت احساس معنا و بهبود کیفیت زندگی انسان امروز نقش موثری ایفا کنند.در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که ادبیات کلاسیک فارسی صرفا میراثی ادبی و تاریخی نیست، بلکه منبعی ارزشمند برای فهم ابعاد وجودی انسان و پاسخ گویی به نیازهای روان شناختی جامعه معاصر به شمار می آید. بهره گیری از ظرفیت های این آثار در حوزه های آموزش، مشاوره، روان شناسی و مطالعات میان رشته ای می تواند زمینه ساز توسعه رویکردهای بومی در ارتقای سلامت روان و معنابخشی به زندگی انسان معاصر باشد.

نویسندگان

مهدی صادقی

دکتری، استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

ابوالفضل فلاحپوری

دانشجوی کارشناسی، آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان شهید پاکنژاد، یزد