تحلیل مبانی حقوقی و فلسفی حق کودک بر آموزش تفکر در نظام تعلیم و تربیت ایران

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 100

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3081

تاریخ نمایه سازی: 31 تیر 1405

چکیده مقاله:

حق کودک بر آموزش، به عنوان یکی از مصادیق بارز حقوق بشر نسل سوم، در اسناد بین المللی و قوانین داخلی ایران به رسمیت شناخته شده است. با تحول در مفهوم آموزش از انتقال صرف دانش به پرورش قوه تفکر، برنامه فلسفه برای کودکان (فبک) با هدف تقویت استدلال، خلاقیت و نقد در کودکان پا به عرصه نظام های آموزشی جهان نهاده است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکردی میان رشته ای (حقوق و فلسفه تعلیم و تربیت)، در صدد است تا نخست، جایگاه «حق کودک بر آموزش تفکر» را در اسناد حقوقی معتبر از جمله کنوانسیون حقوق کودک، قانون اساسی و به ویژه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ایران تبیین کند. سپس، با واکاوی مبانی چهارگانه (هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و ارزش شناسی) برنامه فبک و مقایسه آن با مبانی فلسفه تربیت اسلامی (با تاکید بر حکمت متعالیه ملاصدرا)، نقاط اشتراک و افتراق این دو نظام فکری را آشکار می سازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که علیرغم اشتراکات ظاهری در برخی اهداف تربیتی، برنامه فبک به دلیل پذیرش نسبیت گرایی هستی شناختی، انسان شناسی طبیعت گرایانه، معرفت شناسی تجربه گرایانه و ارزش شناسی قراردادی، با نظام معیار اسلامی که مبتنی بر اصالت واقعیت، کرامت ذاتی انسان، امکان معرفت یقینی و ارزش های الهی و ثابت است، تعارضات بنیادین دارد. از منظر حقوقی، اجرای مستقیم این برنامه، نه تنها با اصول سند تحول بنیادین همخوانی ندارد، بلکه با حق کودک بر آموزش کامل و هماهنگ با هویت دینی و ملی خود، در تناقض است. مقاله در پایان، با ارائه یک الگوی سه بخشی برای کاربست فلسفه برای کودکان در ایران (شامل انتقال عناصر مشترک، حذف عناصر ناهماهنگ، و اصلاح و توسعه عناصر ناقص) راهکاری عملی و در چارچوب حقوقی ارائه می دهد و بر ضرورت تدوین برنامه های بومی مبتنی بر «فلسفه برای کودکان اسلامی-ایرانی» تاکید می کند.

نویسندگان

علی ذوالفقاری

کارشناسی ارشد رشته حقوق گرایش حقوق خصوصی دانشگاه آزاد ارومیه