بررسی الگوی عاملیت حرفه ای معلمان در مواجهه با تحول دیجیتال و هوش مصنوعی در آموزش
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_350
تاریخ نمایه سازی: 29 تیر 1405
چکیده مقاله:
گسترش فناوری های دیجیتال و ظهور ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، نظام های آموزشی را با تغییراتی بنیادین در فرایند تدریس، یادگیری، ارزشیابی، مدیریت کلاس و تصمیم گیری های حرفه ای معلمان مواجه ساخته است. در چنین شرایطی، نقش معلم از انتقال دهنده دانش به طراح محیط یادگیری، تسهیل گر تعاملات آموزشی، ارزیاب انتقادی فناوری و تصمیم گیرنده اخلاقی در فضای دیجیتال تغییر یافته است. با وجود ظرفیت های هوش مصنوعی برای شخصی سازی یادگیری، تولید محتوای آموزشی، تحلیل عملکرد دانش آموزان و کاهش بخشی از فعالیت های تکراری معلمان، استفاده غیرنقادانه از این فناوری ها می تواند استقلال حرفه ای معلم، عدالت آموزشی، حریم خصوصی دانش آموزان و اصالت فرایند یاددهی یادگیری را با مخاطره مواجه کند.در این میان، «عاملیت حرفه ای معلمان» به توانایی آنان برای انتخاب آگاهانه، تصمیم گیری مستقل، بازاندیشی در عمل، اثرگذاری بر محیط آموزشی و هدایت تغییرات حرفه ای اشاره دارد. عاملیت حرفه ای، ویژگی ثابت و صرفا فردی نیست؛ بلکه در تعامل میان شایستگی های معلم، فرصت های سازمانی، ساختار مدرسه، فرهنگ حرفه ای، سیاست های آموزشی و ویژگی های فناوری شکل می گیرد. ازاین رو، برخورداری از سواد دیجیتال یا مهارت کار با ابزارهای هوش مصنوعی، به تنهایی برای مواجهه اثربخش معلمان با تحول دیجیتال کافی نیست. معلمان باید بتوانند درباره چرایی، چگونگی و پیامدهای استفاده از فناوری تصمیم بگیرند، خروجی سامانه های هوشمند را به صورت انتقادی ارزیابی کنند و مسئولیت حرفه ای و اخلاقی تصمیم های آموزشی خود را حفظ نمایند.با وجود اهمیت این موضوع، بسیاری از الگوهای موجود بیشتر بر پذیرش فناوری، شایستگی دیجیتال یا قصد استفاده از ابزارهای نوین تمرکز کرده اند و ابعاد هویتی، اخلاقی، سازمانی، بازاندیشانه و آینده نگر عاملیت معلمان را کمتر مورد توجه قرار داده اند. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگویی بومی و چندبعدی برای تبیین عاملیت حرفه ای معلمان در مواجهه با تحول دیجیتال و هوش مصنوعی در آموزش انجام شده است.الگوی طراحی شده نشان می دهد که هوش مصنوعی نباید جایگزین قضاوت تربیتی معلم تلقی شود، بلکه باید به عنوان ابزاری برای گسترش ظرفیت تحلیل، طراحی آموزشی، شخصی سازی یادگیری و تصمیم گیری آگاهانه به کار گرفته شود. حفظ نقش محوری معلم مستلزم آن است که تصمیم نهایی درباره اهداف، محتوا، روش تدریس، ارزشیابی و ملاحظات اخلاقی همچنان بر عهده کنشگر انسانی باقی بماند. معلمان باید قادر باشند خروجی های هوش مصنوعی را اعتبارسنجی کنند، خطاها و سوگیری های احتمالی را تشخیص دهند و استفاده از فناوری را با ویژگی های شناختی، عاطفی، فرهنگی و اجتماعی دانش آموزان هماهنگ سازند.از منظر سیاست گذاری، پیشنهاد می شود برنامه های تحول دیجیتال مدارس از رویکرد تجهیزمحور و ابزارمحور فاصله گرفته و بر توسعه عاملیت حرفه ای معلمان تمرکز کنند. مشارکت واقعی معلمان در تدوین سیاست های هوش مصنوعی، ایجاد چارچوب های اخلاقی روشن، اختصاص زمان برای یادگیری حرفه ای، تقویت رهبری حمایتی و تامین دسترسی عادلانه به منابع از الزامات اجرای موفق الگو است. همچنین، طراحی دوره های تربیت معلم و آموزش های ضمن خدمت باید تلفیقی از سواد هوش مصنوعی، تفکر انتقادی، اخلاق دیجیتال، طراحی آموزشی، تحلیل داده و پژوهش در عمل باشد.در مجموع، الگوی ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی برای سنجش وضعیت عاملیت حرفه ای معلمان، طراحی برنامه های توانمندسازی، ارزیابی آمادگی مدارس برای تحول دیجیتال و تدوین سیاست های مسئولانه هوش مصنوعی در آموزش مورد استفاده قرار گیرد. ارزش اصلی الگو در آن است که معلم را نه مصرف کننده منفعل فناوری، بلکه کنشگری آگاه، اخلاق مدار، بازاندیش و اثرگذار در فرایند تحول آموزشی در نظر می گیرد. تحقق چنین رویکردی می تواند زمینه گذار از «دیجیتالی کردن آموزش» به «تحول تربیتی مبتنی بر فناوری» را فراهم سازد.
نویسندگان
عصمت برهانی
کارشناسی آموزش ابتدایی
زهرا علی پور
لیسانس ریاضی