ارزیابی چالش های امنیتی و اطلاعاتی در مدیریت بحران با استفاده از سامانه های فنی: ارائه راهکارهای هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی برای شناسایی و کنترل افراد مشکوک و متخاصم
محل انتشار: دومین همایش بین المللی پژوهش در عصر نوین
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IECME02_347
تاریخ نمایه سازی: 29 تیر 1405
چکیده مقاله:
پیچیده تر شدن بحران های طبیعی، صنعتی، زیستی و امنیتی، مدیریت صحنه بحران را با چالش هایی فراتر از تامین تجهیزات و هماهنگی نیروهای امدادی مواجه کرده است. در چنین شرایطی، حضور افراد ناشناس، اخلال گر یا متخاصم، انتشار اطلاعات نادرست، دسترسی غیرمجاز به زیرساخت های حیاتی، جعل هویت، نفوذ سایبری و ایجاد اختلال عمدی در فرایندهای امدادرسانی می تواند پیامدهای بحران را تشدید کند. سامانه های فنی مانند دوربین های نظارتی، حسگرهای هوشمند، سامانه های کنترل تردد، تجهیزات زیست سنجی، پهپادها، شبکه های ارتباطی اضطراری و سکوهای یکپارچه تحلیل داده، ظرفیت قابل توجهی برای ارتقای آگاهی موقعیتی و کاهش زمان واکنش دارند؛ بااین حال، پراکندگی داده ها، نبود تعامل پذیری میان سامانه ها، احتمال خطای الگوریتمی، حملات سایبری، ضعف کیفیت داده، ابهام در مسئولیت تصمیم گیری و تعارض میان الزامات امنیتی و حقوق شهروندی، اثربخشی این فناوری ها را محدود می کند.مسئله اساسی پژوهش حاضر آن است که چگونه می توان از ظرفیت هوش مصنوعی در مدیریت بحران برای شناسایی به موقع رفتارها و موقعیت های پرخطر استفاده کرد، بدون آنکه تصمیم گیری امنیتی صرفا به خروجی سامانه های خودکار وابسته شود یا به حریم خصوصی، کرامت انسانی و اصل برائت آسیب وارد آید. در این پژوهش، اصطلاح «فرد مشکوک» نه به عنوان یک هویت ثابت، بلکه به منزله وضعیتی احتمالی و مبتنی بر مجموعه ای از نشانه های زمینه ای، رفتاری و عملیاتی تعریف می شود. بر این اساس، خروجی سامانه هوشمند باید صرفا به صورت «هشدار نیازمند بررسی» تفسیر شود و هرگونه اقدام کنترلی درباره اشخاص، منوط به ارزیابی انسانی، رعایت الزامات قانونی و ثبت پذیری تصمیم ها باشد.هدف پژوهشهدف اصلی پژوهش، شناسایی و ارزیابی چالش های امنیتی، اطلاعاتی، فنی، مدیریتی، حقوقی و اخلاقی استفاده از سامانه های فناورانه در مدیریت بحران و ارائه الگویی هوشمند برای تشخیص تهدید، اولویت بندی هشدارها و کنترل قانونی موقعیت های مشکوک و متخاصم است. اهداف فرعی شامل تعیین شاخص های معتبر ارزیابی ریسک، بررسی قابلیت های تحلیل داده های چندمنبعی، تبیین نقش نظارت انسانی در تصمیم گیری الگوریتمی، طراحی سازوکار حفاظت از اطلاعات و پیشنهاد راهکارهایی برای کاهش هشدارهای کاذب، سوگیری الگوریتمی و نفوذ سایبری است.روش شناسی پژوهشپژوهش از نظر هدف، کاربردی توسعه ای و از حیث رویکرد، آمیخته اکتشافی در نظر گرفته شده است. در بخش کیفی، چالش های اصلی از طریق تحلیل اسناد تخصصی، سناریوهای بحران و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان مدیریت بحران، امنیت اطلاعات، هوش مصنوعی، فناوری ارتباطات و حقوق فناوری استخراج می شود. داده های کیفی با روش تحلیل مضمون کدگذاری شده و در قالب ابعاد فنی، اطلاعاتی، سازمانی، انسانی، حقوقی و اخلاقی طبقه بندی می شوند. در بخش کمی، شاخص های به دست آمده از طریق پرسش نامه تخصصی و قضاوت خبرگان اعتبارسنجی و اهمیت نسبی آن ها با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره تعیین می شود.واحد تحلیل در این مطالعه، «رویداد یا رفتار دارای ریسک» است، نه ویژگی های شخصی یا جمعیت شناختی افراد. داده های مورد استفاده می تواند شامل اطلاعات مجاز کنترل تردد، گزارش های میدانی، وضعیت مکانی، رخدادهای ثبت شده در سامانه های امنیتی، هشدار حسگرها، اختلالات شبکه و الگوهای زمانی مکانی باشد. برای رعایت اصول اخلاقی، گردآوری و پردازش داده ها باید بر مبنای ضرورت، تناسب، حداقل گرایی داده و محدودیت هدف انجام شود. همچنین، داده های حساس پیش از تحلیل ناشناس سازی یا مستعارسازی شده و دسترسی به آن ها بر اساس نقش و سطح مجوز کنترل می شود.یافته های تحلیلیتحلیل ابعاد مسئله نشان می دهد که مهم ترین چالش فنی، ناهمگونی سامانه ها و فقدان زیرساخت یکپارچه برای تلفیق داده های بلادرنگ است. داده های دوربین، حسگر، سامانه کنترل تردد، گزارش انسانی و شبکه ارتباطی معمولا در قالب ها و پایگاه های جداگانه نگهداری می شوند؛ در نتیجه، فرماندهان بحران تصویری کامل و به روز از وضعیت دریافت نمی کنند. دومین چالش، کیفیت نامناسب داده هاست. تصاویر کم وضوح، پوشش ناقص حسگرها، گزارش های متناقض و قطع ارتباط می تواند دقت مدل های هوشمند را کاهش داده و موجب افزایش هشدارهای کاذب شود.در بعد اطلاعاتی، حجم زیاد داده و سرعت بالای تولید آن، امکان تحلیل دستی را محدود می کند. بااین حال، تمرکز صرف بر گردآوری گسترده اطلاعات نیز به معنای افزایش کارایی نیست؛ زیرا داده های اضافی، نامرتبط یا فاقد اعتبار می توانند سامانه را با «ازدحام اطلاعاتی» مواجه سازند. بنابراین، ارزش عملیاتی داده به صحت، تازگی، ارتباط با سناریوی بحران، منشا قابل اعتماد و قابلیت راستی آزمایی آن وابسته است.در بعد امنیت سایبری، دست کاری داده های ورودی، جعل هویت دیجیتال، نفوذ به شبکه حسگرها، ربایش حساب های کاربری و ایجاد ورودی های فریبنده برای مدل های هوش مصنوعی از مهم ترین تهدیدها محسوب می شوند. هرچه تصمیم گیری عملیاتی بیشتر به سامانه های هوشمند وابسته شود، حمله به یکپارچگی داده یا مدل می تواند پیامدهای شدیدتری ایجاد کند. ازاین رو، حفاظت از خود سامانه هوش مصنوعی باید جزئی از طراحی مدیریت بحران باشد، نه اقدامی جانبی پس از استقرار سامانه.یافته های مفهومی همچنین نشان می دهد که شناسایی افراد صرفا بر اساس یک نشانه منفرد، مانند حضور در یک محل، نوع پوشش، حرکت غیرمعمول یا تطبیق ناقص چهره، از اعتبار کافی برخوردار نیست. الگوی مناسب باید مبتنی بر تجمیع چند شاهد مستقل، بررسی زمینه رویداد و محاسبه سطح اطمینان باشد. افزون بر این، احتمال خطا در مورد گروه های مختلف باید به صورت مستمر ارزیابی شود تا سامانه به بازتولید تبعیض یا برچسب زنی ناعادلانه منجر نشود.الگوی پیشنهادی راهکار هوشمندالگوی پیشنهادی پژوهش بر معماری چندلایه و «انسان در حلقه تصمیم گیری» استوار است. در لایه نخست، داده های مجاز و مرتبط از حسگرها، سامانه های کنترل دسترسی، گزارش های نیروهای میدانی و زیرساخت های ارتباطی گردآوری و از نظر صحت، تازگی و اعتبار اولیه بررسی می شوند. در لایه دوم، داده ها با استفاده از روش های رمزنگاری، کنترل دسترسی مبتنی بر نقش، ثبت وقایع و سازوکارهای تشخیص دست کاری حفاظت می شوند.در لایه سوم، الگوریتم های هوش مصنوعی به جای صدور حکم درباره اشخاص، ناهنجاری ها و الگوهای پرخطر را شناسایی می کنند. این لایه می تواند از تحلیل زمانی مکانی، پردازش زبان طبیعی گزارش ها، تحلیل ارتباط میان رخدادها، بینایی ماشین محدود و قانون مند، و مدل های امتیازدهی ریسک استفاده کند. برای جلوگیری از اتکای افراطی به تشخیص چهره، تطبیق زیست سنجی نباید به تنهایی مبنای اقدام قرار گیرد و لازم است با شواهد مستقل و بررسی انسانی تکمیل شود.در لایه چهارم، هشدارها بر اساس شدت پیامد، احتمال وقوع، فوریت زمانی، میزان اطمینان مدل و اعتبار منابع اولویت بندی می شوند. امتیاز ریسک را می توان به صورت مفهومی بر اساس رابطه زیر در نظر گرفت:R=f(P,I,U,C,S)R=f(P,I,U,C,S)که در آن PP احتمال وقوع تهدید، II شدت پیامد، UU فوریت، CC سطح اطمینان به تحلیل و SS اعتبار شواهد است. امتیاز به دست آمده نباید حکم قطعی تلقی شود، بلکه باید سطح بررسی موردنیاز را مشخص کند. به عنوان نمونه، ریسک پایین می تواند به ثبت و پایش محدود، ریسک متوسط به راستی آزمایی توسط مسئول مجاز و ریسک بالا به فعال سازی پروتکل های قانونی و حفاظتی منجر شود.لایه پنجم به تصمیم گیری انسانی اختصاص دارد. در این مرحله، اپراتور آموزش دیده باید شواهد، محدودیت مدل، دلایل ایجاد هشدار و شرایط محیطی را بررسی کند. سامانه لازم است «هوش مصنوعی توضیح پذیر» را پشتیبانی کند تا مشخص باشد هشدار بر اساس چه داده ها و نشانه هایی تولید شده است. ثبت هویت تصمیم گیر، زمان تصمیم، شواهد استفاده شده و اقدام انجام گرفته نیز پاسخ گویی و امکان ممیزی پسینی را تقویت می کند.لایه پایانی شامل یادگیری سازمانی و ارزیابی مستمر است. نتیجه هر هشدار، اعم از صحیح، کاذب یا نامشخص، باید به صورت کنترل شده ثبت شود تا مدل ها و دستورالعمل ها اصلاح شوند. شاخص هایی مانند نرخ هشدار کاذب، نرخ عدم کشف، زمان تشخیص، زمان واکنش، دقت اولویت بندی، میزان دسترس پذیری سامانه، تعداد رخدادهای نقض اطلاعات و سطح رضایت کاربران برای سنجش عملکرد پیشنهاد می شود. آموزش دوره ای نیروها، اجرای مانور، آزمون نفوذ، ارزیابی سوگیری و تشکیل کمیته نظارت حقوقی و اخلاقی نیز از الزامات پایداری الگو است.بحثکارآمدی هوش مصنوعی در مدیریت بحران بیش از آنکه به انتخاب یک الگوریتم خاص وابسته باشد، به کیفیت حکمرانی داده، آمادگی سازمانی، امنیت زیرساخت و تعریف روشن حدود اختیار سامانه بستگی دارد. سامانه ای که از دقت فنی مناسبی برخوردار است، در صورت استفاده از داده های نامعتبر، نبود نظارت انسانی یا فقدان مسئولیت پذیری قانونی، می تواند خود به منشا بحران تبدیل شود. بنابراین، رویکرد مناسب باید از «نظارت فراگیر بر اشخاص» به «تشخیص هدفمند ریسک و مدیریت متناسب رویداد» تغییر یابد.کنترل افراد مشکوک یا متخاصم نیز باید متناسب، مرحله ای و مبتنی بر قانون باشد. در این چارچوب، کنترل لزوما به معنای مداخله فیزیکی نیست و می تواند از پایش محدود، بررسی اعتبار مجوز، درخواست راستی آزمایی، هدایت به محدوده امن، محدودسازی دسترسی به زیرساخت حساس و ارجاع موضوع به مسئول قانونی تشکیل شود. هر اقدام باید بر مبنای سطح خطر، ضرورت عملیاتی و حداقل مداخله لازم انتخاب شود. این رویکرد ضمن حفظ امنیت عمومی، احتمال نقض حقوق افراد و تصمیم گیری شتاب زده را کاهش می دهد.نتیجه گیرینتایج این پژوهش نشان می دهد که استفاده هدفمند از هوش مصنوعی، تحلیل داده های چندمنبعی و سامانه های فنی یکپارچه می تواند آگاهی موقعیتی، سرعت تشخیص تهدید و هماهنگی میان واحدهای مدیریت بحران را بهبود بخشد. بااین حال، فناوری به تنهایی قادر به حل چالش های امنیتی و اطلاعاتی نیست. اثربخشی الگوی پیشنهادی مستلزم تعامل پذیری سامانه ها، کیفیت و حداقل گرایی داده، امنیت سایبری چندلایه، توضیح پذیری الگوریتم ها، نظارت انسانی معنادار، ممیزی مستمر و رعایت حقوق شهروندی است.بر این اساس، پیشنهاد می شود مراکز مدیریت بحران پیش از به کارگیری گسترده سامانه های هوشمند، چارچوب حکمرانی داده، ماتریس مسئولیت، پروتکل مدیریت هشدار، استاندارد ارزیابی خطا و سازوکار اعتراض و بازبینی تصمیم ها را تدوین کنند. اجرای آزمایشی سامانه در محیط کنترل شده، ارزیابی مستقل عملکرد، آموزش کاربران و بررسی پیامدهای حقوقی و اخلاقی باید بر استقرار عملیاتی مقدم باشد. الگوی ارائه شده می تواند مبنایی برای طراحی سامانه های تصمیم یار مسئولانه ای باشد که به جای جایگزینی قضاوت انسانی، توان تحلیل و واکنش مدیران بحران را افزایش دهند و میان حفاظت از امنیت عمومی، کارآمدی عملیاتی و صیانت از حقوق افراد تعادل برقرار سازند.
نویسندگان
محمد حسین شعبانی
دانشجوی دکتری رشته مدیریت دولتی ، واحد ساری، دانشگاه ازاد اسلامی، ساری، ایران.
مرتضی شمشیربند
دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی،واحد ساری،دانشگاه آزاد اسلامی،ساری،ایران(نویسنده مسئول)