بررسی رابطه میان سواد فناورانه انتقادی معلمان و کیفیت تدریس در محیط های دیجیتال

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 29

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ANDIKACONF01_3387

تاریخ نمایه سازی: 28 تیر 1405

چکیده مقاله:

تحول دیجیتال در نظام های آموزشی، نقش معلم را از انتقال دهنده صرف دانش به طراح، تسهیل گر و ارزیاب یادگیری در محیط های فناورانه تغییر داده است. در این میان، صرف دسترسی به ابزارهای دیجیتال یا برخورداری از مهارت های فنی برای تحقق تدریس اثربخش کافی نیست، بلکه نوع مواجهه انتقادی معلمان با فناوری، شیوه انتخاب، به کارگیری، ارزیابی و بازاندیشی درباره ابزارهای دیجیتال را نیز تعیین می کند. سواد فناورانه انتقادی به عنوان سازه ای چندبعدی، علاوه بر دانش و مهارت های فناورانه، شامل توانایی تحلیل انتقادی محتوا، تشخیص سوگیری های الگوریتمی، ارزیابی پیامدهای اخلاقی و آموزشی فناوری، و تصمیم گیری آگاهانه در استفاده از ابزارهای دیجیتال در فرایند تدریس است. از سوی دیگر، کیفیت تدریس در محیط های دیجیتال نیز مفهومی فراتر از ارائه محتوای الکترونیکی است و ابعادی نظیر طراحی آموزشی، تعامل یادگیرنده محور، مدیریت کلاس مجازی، ارزشیابی دیجیتال، بازخورد موثر و انطباق پذیری آموزشی را در بر می گیرد.مسئله اصلی این پژوهش آن است که در بسیاری از برنامه های توسعه حرفه ای معلمان، تاکید اصلی بر آموزش کاربردی ابزارها و نرم افزارهاست، در حالی که بعد انتقادی سواد فناورانه کمتر مورد توجه قرار می گیرد. این غفلت می تواند به استفاده سطحی، مصرف گرایانه و حتی نامتناسب از فناوری در فرایند تدریس بینجامد و در نهایت، کیفیت یاددهی-یادگیری را در محیط های دیجیتال کاهش دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف مدل یابی رابطه میان سواد فناورانه انتقادی معلمان و کیفیت تدریس در محیط های دیجیتال انجام شده است تا ضمن تبیین الگوی ارتباطی میان این دو متغیر، نقش ابعاد مختلف سواد فناورانه انتقادی در پیش بینی کیفیت تدریس روشن شود.این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری را معلمان شاغل در مقاطع مختلف تحصیلی که تجربه تدریس در محیط های دیجیتال، آموزش مجازی، ترکیبی یا استفاده منظم از فناوری های آموزشی در کلاس درس داشته اند، تشکیل می دهد. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری مناسب و بر مبنای کفایت آماری برای تحلیل مدل ساختاری انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سواد فناورانه انتقادی معلمان و پرسشنامه کیفیت تدریس در محیط های دیجیتال بود که بر اساس ادبیات نظری، شاخص های بومی و ابعاد معتبر پژوهشی تدوین و اعتباریابی شدند. برای تحلیل داده ها، از شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد تا میزان برازش مدل و قدرت پیش بینی متغیرها بررسی شود.یافته های پژوهش نشان داد که میان سواد فناورانه انتقادی معلمان و کیفیت تدریس در محیط های دیجیتال رابطه ای مثبت، معنادار و مستقیم وجود دارد. به بیان دیگر، هرچه معلمان از سطح بالاتری از سواد فناورانه انتقادی برخوردار باشند، کیفیت تدریس آنان در طراحی، اجرا و ارزیابی آموزش دیجیتال نیز ارتقا می یابد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که ابعاد تحلیلی، اخلاقی، شناختی و کاربردی سواد فناورانه انتقادی، هر یک به طور معناداری کیفیت تدریس را پیش بینی می کنند، اما سهم ابعاد تحلیلی و بازاندیشانه در تبیین واریانس کیفیت تدریس بیشتر از سایر ابعاد است. این یافته نشان می دهد که توانایی معلمان در تحلیل انتقادی ابزارهای آموزشی، تشخیص تناسب فناوری با اهداف یادگیری، ارزیابی اعتبار منابع دیجیتال و بازبینی مداوم راهبردهای تدریس، نقشی کلیدی در بهبود کیفیت آموزش در بسترهای دیجیتال دارد.از دیگر یافته های مهم پژوهش آن بود که سواد فناورانه انتقادی نه تنها بر کیفیت فنی تدریس دیجیتال اثر می گذارد، بلکه کیفیت تعامل آموزشی، میزان مشارکت یادگیرندگان و عدالت آموزشی در دسترسی و بهره گیری از منابع دیجیتال را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. معلمانی که از نگاه انتقادی تری نسبت به فناوری برخوردارند، در انتخاب ابزارها به نیازهای متنوع یادگیرندگان توجه بیشتری نشان می دهند، از کاربردهای نمایشی و غیرضرور فناوری فاصله می گیرند و محیط های یادگیری معنادارتر، تعاملی تر و انعطاف پذیرتری طراحی می کنند. در مقابل، ضعف در سواد فناورانه انتقادی ممکن است سبب شود فناوری صرفا به ابزاری برای بازتولید روش های سنتی تدریس تبدیل شود، بدون آنکه به ارتقای واقعی یادگیری بینجامد.نتایج این پژوهش از منظر نظری، بر اهمیت بازتعریف شایستگی های حرفه ای معلمان در عصر دیجیتال تاکید دارد. بر اساس یافته ها، سواد فناورانه انتقادی باید به عنوان یکی از مولفه های بنیادین صلاحیت حرفه ای معلمان در نظر گرفته شود؛ زیرا این سازه، حلقه واسط میان دسترسی به فناوری و تدریس باکیفیت در محیط های دیجیتال است. از منظر کاربردی نیز پیشنهاد می شود برنامه های توانمندسازی معلمان، از آموزش صرف مهارت های کاربری فناوری عبور کرده و بر پرورش تفکر انتقادی فناورانه، اخلاق دیجیتال، ارزیابی محتوای آموزشی برخط، امنیت و حریم خصوصی، و تصمیم گیری آموزشی مبتنی بر شواهد تمرکز یابند. همچنین سیاست گذاران آموزشی می توانند با طراحی چارچوب های ارزیابی حرفه ای مبتنی بر سواد فناورانه انتقادی، کیفیت تدریس در آموزش مجازی و ترکیبی را به شکل دقیق تری پایش و تقویت کنند.در جمع بندی می توان گفت مدل یابی رابطه میان سواد فناورانه انتقادی معلمان و کیفیت تدریس در محیط های دیجیتال نشان می دهد که ارتقای کیفیت آموزش دیجیتال، بیش از آنکه به فراوانی ابزارهای فناورانه وابسته باشد، به کیفیت فهم، تحلیل و بهره برداری انتقادی معلمان از این ابزارها وابسته است. بنابراین، سرمایه گذاری بر توسعه سواد فناورانه انتقادی معلمان می تواند یکی از راهبردهای موثر برای بهبود کیفیت تدریس، افزایش اثربخشی یادگیری و ارتقای کارآمدی نظام آموزشی در زیست بوم دیجیتال باشد.

نویسندگان

پریسا فردی پور

مسجدسلیمان، دبیرستان نمونه دولتی شهید زرافشان