بررسی تاثیر طراحی فضای فیزیکی مدرسه و دانشگاه بر خلاقیت و تعامل اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 207
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
NHLECONF02_068
تاریخ نمایه سازی: 28 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر طراحی فضای فیزیکی مدرسه و دانشگاه بر خلاقیت و تعامل اجتماعی دانش آموزان و دانشجویان انجام شده است. فضای فیزیکی آموزشی به عنوان «معلم سوم» در کنار معلم و همسالان، نقشی بنیادین و انکارناپذیر در شکل دهی به تجارب یادگیری، پرورش خلاقیت و تسهیل یا محدودسازی تعاملات اجتماعی ایفا می کند. با این حال، در بسیاری از مدارس و دانشگاه های ایران، طراحی فضاهای آموزشی همچنان بر اساس الگوهای سنتی و صنعتی قرن نوزدهم صورت می گیرد که در آن کلاس های درس سلول های مستطیلی شکل با ردیف های ثابت صندلی ها، راهروهای باریک و طویل، فضاهای بسته و غیرقابل تغییر، نورپردازی نامناسب و فقدان عناصر طبیعی هستند. این در حالی است که پژوهش های بین المللی نشان داده اند که ویژگی های کالبدی فضا شامل انعطاف پذیری و قابلیت بازآرایی، رنگ، نور (طبیعی و مصنوعی)، صوت و آکوستیک، دما و تهویه، ارتباط با طبیعت و عناصر طبیعی، مبلمان و چیدمان، مقیاس و تناسبات انسانی، و وجود فضاهای متنوع و چندعملکردی، همگی تاثیرات عمیق و قابل اندازه گیری بر خلاقیت و تعاملات اجتماعی یادگیرندگان دارند. این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی و با ترکیب روش های کیفی و کمی اجرا گردید. در مرحله کیفی، با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی، تجارب زیسته ۳۲ دانش آموز، ۲۸ دانشجو، ۱۸ معلم و ۱۲ استاد دانشگاه از فضاهای آموزشی خود از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق و مشاهده میدانی واکاوی شد. در مرحله کمی، با روش توصیفی-همبستگی و با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته ادراک از فضای آموزشی (۳۸ گویه در هشت بعد)، خلاقیت (۲۰ گویه بر اساس نظریه تورنس) و تعامل اجتماعی (۲۴ گویه در چهار بعد)، ۴۵۰ دانش آموز و ۳۸۰ دانشجو از ۱۲ مدرسه و ۶ دانشگاه در شهرهای تهران، مشهد و نیشابور مورد مطالعه قرار گرفتند. روایی ابزارها با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی با آلفای کرونباخ (بین ۸۴/۰ تا ۹۱/۰) تایید شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و مدل سازی معادلات ساختاری در بخش کمی انجام شد. یافته های کیفی به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل «فضا به مثابه قفس یا آشیانه»، «دیالکتیک سکون و پویایی»، «تنهایی در میان جمع»، «طبیعت گمشده» و «زیبایی شناسی فراموش شده» منجر گردید. نتایج کمی نشان داد که طراحی فضای فیزیکی بر خلاقیت (با ضریب مسیر ۵۲/۰) و تعامل اجتماعی (با ضریب مسیر ۵۸/۰) تاثیر مستقیم و معناداری دارد. در میان ابعاد فضا، انعطاف پذیری و قابلیت بازآرایی (۵۶/۰=β)، ارتباط با طبیعت (۴۸/۰=β) و نور طبیعی (۴۵/۰=β) قوی ترین پیش بینی کننده های خلاقیت بودند. برای تعامل اجتماعی نیز فضاهای اجتماع پذیر و چندعملکردی (۶۲/۰=β) و چیدمان دایره ای و گروهی (۵۴/۰=β) بیشترین تاثیر را داشتند. همچنین نتایج نشان داد که میانگین خلاقیت و تعامل اجتماعی در فضاهای آموزشی نوین و منعطف به طور معناداری بالاتر از فضاهای سنتی و صلب است. این پژوهش یک مدل مفهومی برای طراحی فضای آموزشی خلاقیت محور و تعامل گرا ارائه می دهد که می تواند راهنمای معماران، طراحان آموزشی و سیاست گذاران باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد فریدزاده
پژوهشگر و دانشجوی کارشناسی ارشد باستان شناسی، دانشگاه نیشابور.
محمدجواد جبلی
دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی.
زهره کریمی بهرام آبادی
لیسانس مشاوره و راهنمایی
رقیه حسنی
کارشناسی الهیات تاریخ تمدن اسلامی