بررسی نقش الگوی تدریس معکوس در خودتنظیمی و استقلال یادگیری
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 55
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF02_1322
تاریخ نمایه سازی: 26 تیر 1405
چکیده مقاله:
الگوی تدریس معکوس به عنوان یکی از رویکردهای نوین آموزشی، با جابه جایی فعالیت های یادگیری و تغییر نقش معلم از انتقال دهنده به تسهیل گر، زمینه های مناسبی را برای پرورش مهارت های یادگیری در دانش آموزان فراهم می آورد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نظام مند نقش الگوی تدریس معکوس در پرورش خودتنظیمی و استقلال یادگیری دانش آموزان است. روش پژوهش مطالعه مروری بود که با مراجعه به منابع و مقالات معتبر علمی و جستجو در پایگاه های اطلاعاتی داخلی (جهاد دانشگاهی، پایگاه مدارک و اطلاعات علمی ایران، سیویلیکا، نورمگز) و پایگاه های اطلاعاتی خارجی (Science Direct, Springer, Wiley, Taylor & Francis, Sage) به بررسی موضوع پرداخته شد. یافته های پژوهش در پنج محور اصلی شامل تقویت خودتنظیمی یادگیری، افزایش استقلال تحصیلی، پرورش مسئولیت پذیری یادگیرنده، توسعه مهارت های فراشناختی و بهبود انگیزه درونی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که کلاس معکوس با فراهم کردن فرصت های یادگیری خودراهبر در منزل و فعالیت های تعاملی در کلاس، به طور معناداری خودتنظیمی و استقلال یادگیری را تقویت می کند. دانش آموزان در این رویکرد، کنترل بیشتری بر زمان، مکان و سرعت یادگیری خود پیدا می کنند. همچنین، الگوی تدریس معکوس با افزایش مسئولیت پذیری و توسعه مهارت های فراشناختی، دانش آموزان را به یادگیرندگانی خودراهبر و مسئول تبدیل می کند. تقویت انگیزه درونی از دیگر دستاوردهای مهم این الگو است که با افزایش حس خودمختاری، شایستگی و لذت یادگیری حاصل می شود. در مجموع، الگوی تدریس معکوس به عنوان یک رویکرد تحول آفرین، می تواند نقش موثری در پرورش یادگیرندگانی مستقل، خودتنظیم و مسئول برای یادگیری مادام العمر در نظام های آموزشی ایفا کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم سپاهی
لیسانس تربیت بدنی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید باهنر فارس، شاغل در آموزش و پرورش شهرستان مهرستان
علی اصغر سپاهی
فوق دیپلم زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد واحد چابهار، شاغل در آموزش و پرورش شهرستان سیب و سوران