بررسی تطبیقی کیفیت مهر پدر-فرزندی در داستان بیژن و منیژه (فردوسی) و خسرو و شیرین (نظامی) بر اساس نظریه ی مثلث عشق استرنبرگ

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CASEP02_3041

تاریخ نمایه سازی: 26 تیر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه کیفیت مهر پدر-فرزندی در دو داستان عاشقانه برجسته ادب فارسی یعنی داستان بیژن و منیژه از شاهنامه فردوسی و داستان خسرو و شیرین از خمسه نظامی گنجوی انجام شده است. این پژوهش با رویکرد تطبیقی-تحلیلی و با بهره گیری از نظریه مثلث عشق رابرت استرنبرگ (۱۹۸۶) به عنوان چارچوب نظری، به بررسی ابعاد سه گانه عشق (صمیمیت، اشتیاق و تعهد) در رابطه پدر-فرزندی در این دو داستان پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که در هر دو داستان، رابطه پدر و فرزند (کیخسرو با بیژن و شاپور با خسرو) دارای مولفه های عشق بر اساس نظریه استرنبرگ است، اما کیفیت و شدت این مولفه ها در دو داستان تفاوت های قابل توجهی دارد. در داستان بیژن و منیژه، مهر پدری کیخسرو نسبت به بیژن با غلبه مولفه تعهد و فداکاری همراه است و این رابطه به عنوان یک عشق کامل و همه جانبه قابل تحلیل است. در مقابل، در داستان خسرو و شیرین، رابطه شاپور با خسرو بیشتر بر پایه مولفه صمیمیت و حمایت عاطفی استوار است و مولفه تعهد در آن کمرنگ تر به نظر می رسد. تفاوت در کیفیت مهر پدر-فرزندی در این دو داستان ریشه در تفاوت جهان بینی و سبک روایی فردوسی و نظامی دارد. فردوسی با نگاه حماسی و آرمان گرایانه خود، رابطه پدر و فرزندی را با غلبه تعهد و فداکاری ترسیم می کند، در حالی که نظامی با نگاه غنایی و عاطفی، بر صمیمیت و همدلی در این رابطه تاکید می ورزد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نظریه مثلث عشق استرنبرگ قابلیت کاربرد برای تحلیل روابط عاطفی در متون کلاسیک فارسی را دارد و می تواند ابزاری موثر برای درک عمیق تر لایه های روانشناختی این آثار باشد.

نویسندگان

سمیه جهان بخشی

دانشجو دکترا رشته ادبیات، دانشگاه آزاد