تحلیل فقهی-حقوقی اعتبار شواهد دیجیتال در جایگاه قرائن قطعیه در مباحث قضا و شهادت

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IECME02_315

تاریخ نمایه سازی: 26 تیر 1405

چکیده مقاله:

تحول زیست دیجیتال و گسترش ابزارهای ارتباطی، ادله و نشانه های نوینی را در فرآیند کشف حقیقت، اثبات دعوا و احراز وقوع جرم یا تخلف پدید آورده است. در این میان، شواهد دیجیتال از جمله پیام های الکترونیکی، داده های ذخیره شده در تلفن همراه، مکاتبات در شبکه های اجتماعی، تصاویر، فیلم ها، داده های موقعیت مکانی و سوابق سامانه های هوشمند، به تدریج در نظام های دادرسی جایگاهی موثر یافته اند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که آیا می توان شواهد دیجیتال را در فقه و حقوق اسلامی، در شرایطی خاص، در زمره قراین قطعیه تلقی کرد و بر مبنای آن ها در حوزه قضا و شهادت به علم قضایی یا اطمینان معتبر دست یافت یا خیر. اهمیت این مسئله از آن روست که نظام قضایی معاصر، ناگزیر از مواجهه با ادله نوپدیدی است که در متون کلاسیک با همین صورت و عنوان مطرح نبوده اند، اما از حیث کارکرد اثباتی، قابلیت انطباق با برخی مبانی فقهی و حقوقی را دارند.این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مبانی اجتهادی فقه امامیه و نیز اصول حاکم بر حقوق اسلامی، به بررسی ماهیت، حدود اعتبار و شرایط استناد به شواهد دیجیتال پرداخته است. در این چارچوب، ابتدا مفهوم شواهد دیجیتال و تمایز آن با ادله سنتی مانند اقرار، شهادت، سوگند و اسناد مکتوب تبیین شده و سپس جایگاه قرینه در نظام اثبات دعوا مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هرچند شواهد دیجیتال به تنهایی همواره در شمار ادله منصوص و مستقل قرار نمی گیرند، اما در صورت برخورداری از ویژگی هایی چون اصالت، سلامت، انتساب پذیری، عدم دست کاری، قابلیت فنی احراز، پیوستگی در زنجیره نگهداری داده و انضمام به سایر امارات و اوضاع و احوال، می توانند واجد ارزش اثباتی قابل توجهی شوند. بر این اساس، هرگاه این شواهد برای قاضی موجب علم متعارف، اطمینان عقلایی یا کشف واقع شوند، امکان الحاق آن ها به قراین قطعیه از منظر فقهی و حقوقی تقویت می شود.تحلیل فقهی موضوع نشان می دهد که ملاک اصلی در اعتبار قراین، صرف سنتی یا مدرن بودن ابزار نیست، بلکه میزان دلالت آن بر واقع، همراه با اطمینان آوری و قابلیت رفع تردید است. از همین رو، اگر داده دیجیتال با شیوه های فنی معتبر احراز شود و قرائن پیرامونی نیز آن را تایید کنند، می تواند در فرآیند دادرسی اسلامی، مبنایی برای حصول علم قاضی قرار گیرد. همچنین روشن شد که اعتبار شواهد دیجیتال در باب شهادت، بیش از آنکه جانشین مستقیم شهادت شهود باشد، در مقام تقویت، ارزیابی یا تعارض سنجی شهادت ها کارکرد دارد و می تواند به کشف کذب، تعارض یا صحت اظهارات کمک کند. بنابراین، شواهد دیجیتال را باید نه رقیب مطلق ادله کلاسیک، بلکه مکملی نوین و کارآمد در نظام اثبات دانست.نتیجه پژوهش بیانگر آن است که فقه و حقوق اسلامی، با اتکا به ظرفیت های درونی خود، امکان پذیرش مشروط شواهد دیجیتال را در جایگاه قراین قطعیه داراست؛ مشروط بر آنکه ضوابط فنی، حقوقی و شرعی در احراز اعتبار آن رعایت شود. از این منظر، توسعه دادرسی الکترونیک، بازخوانی مفهوم امارات قضایی و تبیین دقیق معیارهای علم آوری داده های دیجیتال، ضرورتی انکارناپذیر برای نظام قضایی معاصر به شمار می رود. در نهایت، می توان گفت که شواهد دیجیتال در پرتو فقه و حقوق اسلامی، در صورت احراز شرایط لازم، ظرفیت آن را دارند که به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای کشف حقیقت و تحقق عدالت قضایی ایفای نقش کنند.

نویسندگان

اقدس برخوری مهنی

دانشجوی مقطع دکتری رشته فقه ومبانی حقوق دانشگاه آزاداسلامی واحدجیرفت-ایران

مهدی بهرمند

عضو هیات علمی دانشگاه آزد اسلامی-جیرفت-ایران