بررسی عملکرد و کج فهمی های رایج دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در اندازه گیری محیط، مساحت و حجم شکل های هندسی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

NHLECONF02_030

تاریخ نمایه سازی: 25 تیر 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد و شناسایی کج فهمی های رایج دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در اندازه گیری محیط، مساحت و حجم شکل های هندسی انجام شد و تلاش داشت تا با تحلیل خطاهای شناختی دانش آموزان، زمینه های بهبود آموزش ریاضیات را فراهم آورد. روش پژوهش از نوع ترکیبی با طرح متوالی اکتشافی بود که در بخش کمی با استفاده از آزمون محقق ساخته، عملکرد ۴۲۰ دانش آموز پایه ششم شهر تهران در سه حوزه محیط، مساحت و حجم مورد سنجش قرار گرفت و در بخش کیفی، با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ دانش آموز که دارای کج فهمی بودند، ریشه های خطاهای آن ها مورد واکاوی قرار گرفت. ابزار بخش کمی شامل آزمون عملکردی با ۲۴ سوال و ابزار بخش کیفی شامل راهنمای مصاحبه بالینی بود که روایی و پایایی آن ها تایید شد. داده های کمی با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس و تحلیل عاملی و داده های کیفی با روش تحلیل محتوای کیفی و تحلیل تماتیک با نرم افزارهای تخصصی تحلیل شدند. یافته های بخش کمی نشان داد که عملکرد دانش آموزان در مبحث محیط (با میانگین ۴۵/۴ از ۵) بهتر از مساحت (با میانگین ۱۲/۴) و حجم (با میانگین ۶۷/۳) بود و تفاوت معناداری بین این سه حوزه وجود داشت. همچنین، نتایج نشان داد که بین عملکرد پسران و دختران تفاوت معناداری وجود ندارد، اما بین مناطق آموزشی مختلف تفاوت معناداری مشاهده شد. در بخش کیفی، ۸ کج فهمی اصلی شناسایی شد که شامل اشتباه در تشخیص مفهوم محیط از مساحت، استفاده از فرمول نادرست برای مساحت اشکال پیچیده، اشتباه در تشخیص قاعده و ارتفاع در محاسبه مساحت، عدم درک مفهوم حجم، اشتباه در کاربرد واحدهای اندازه گیری، مشکلات در محاسبه محیط اشکال ترکیبی، اشتباه در ضرب اعداد اعشاری در محاسبات و ناتوانی در تجسم فضایی اشکال سه بعدی بود. بر اساس یافته ها، کج فهمی های دانش آموزان در اندازه گیری شکل های هندسی، عمدتا ناشی از ضعف در درک مفاهیم بنیادین، عدم ارتباط بین مفاهیم انتزاعی و عینی، آموزش سطحی و مبتنی بر حفظ کردن فرمول ها، و کمبود فعالیت های عملی و تجسمی است و این کج فهمی ها، در صورت عدم اصلاح، می توانند به مشکلات جدی در یادگیری مفاهیم پیشرفته تر ریاضی در مقاطع بالاتر منجر شوند. با وجود محدودیت هایی مانند محدود بودن به جامعه دانش آموزان شهر تهران، پیشنهاد می شود که نظام آموزشی کشور با توانمندسازی معلمان در روش های تدریس مفهومی، طراحی فعالیت های عملی و دست ورزی، استفاده از ابزارهای تجسمی و توجه به کج فهمی های رایج، به تدریج به سمت آموزش عمیق تر و معنادارتر ریاضیات در دوره ابتدایی حرکت کند.

نویسندگان

مرضیه صدیقی

ارشد آموزش ریاضی