تحلیل فلسفه کیفر در توجیه مجازات های غیرسالب آزادی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 101
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HSPC25_270
تاریخ نمایه سازی: 25 تیر 1405
چکیده مقاله:
تحول سریع فناوری های دیجیتال و هوشمند، به ویژه در حوزه هوش مصنوعی، کلان داده، رابط های مغز و رایانه، پلتفرم های اجتماعی، سامانه های تحلیل هیجان و فناوری های متکی بر پردازش داده های رفتاری، موجب شکل گیری گونه ای تازه از تهدیدات نسبت به شخصیت انسان شده است که با مفاهیم سنتی حریم خصوصی به طور کامل قابل تبیین نیست. در این بستر، مفهوم «حریم شناختی» به عنوان یکی از حقوق نوظهور مطرح می شود؛ حقی که ناظر بر مصونیت ذهن، ادراک، ترجیحات، باورها، فرایندهای تصمیم گیری و استقلال شناختی اشخاص در برابر مداخلات، استخراج، تحلیل، پیش بینی و دستکاری ناموجه است. نقض این حریم، صرفا به افشای داده های شخصی محدود نیست، بلکه متضمن نفوذ به سازوکارهای درونی شکل گیری اراده و حتی مهندسی رفتار انسان است.مسئله اساسی این پژوهش آن است که آیا در نظام حقوقی ایران می توان برای نقض حریم شناختی، مبنایی جهت تحقق مسئولیت مدنی شناسایی کرد یا خیر. اهمیت این پرسش از آن جهت است که بخش قابل توجهی از مداخلات شناختی در جهان امروز توسط بازیگران خصوصی، از جمله پلتفرم های دیجیتال، شرکت های تبلیغاتی، طراحان سامانه های اقناعی، تولیدکنندگان ابزارهای پوشیدنی هوشمند و عرضه کنندگان خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی صورت می گیرد و آثار آن غالبا در قالب خسارات غیرمادی، تدریجی، پنهان و دشوارالاثبات ظاهر می شود. ازاین رو، پاسخ حقوقی به این مسئله نیازمند بازخوانی ارکان مسئولیت مدنی با نگاهی نو و متناسب با تحولات فناورانه است.این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع حقوقی، فقهی و یافته های حقوق تطبیقی، درصدد اثبات این فرض است که اگرچه عنوان «حریم شناختی» در ادبیات تقنینی ایران به صراحت پیش بینی نشده، اما از رهگذر قواعد عام مسئولیت مدنی، قاعده لاضرر، حقوق شخصیت، منع سوءاستفاده از حق، حمایت از اراده سالم، اصل کرامت انسانی، اصل حسن نیت و ممنوعیت تدلیس و فریب، می توان از این حق نوظهور حمایت کرد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نقض حریم شناختی می تواند به صورت خسارات معنوی، شخصیتی، رفتاری، روانی و حتی مالی ظاهر شود و در صورت احراز فعل زیان بار، ورود ضرر و رابطه سببیت، مسئولیت مدنی عامل مداخله قابل توجیه خواهد بود. همچنین مقاله حاضر نشان می دهد که برای حمایت موثر از این حوزه، صرف تکیه بر مفاهیم سنتی کافی نیست و باید نظریه های نوینی همچون تمامیت ذهنی، خودآیینی شناختی، رضایت دیجیتال معتبر، مسئولیت ناشی از طراحی فریبنده و اصل شفافیت الگوریتمی نیز وارد ادبیات حقوقی ایران شود. در نهایت، پژوهش بر این نتیجه تاکید دارد که صیانت از حریم شناختی، بخشی از صیانت از آزادی، کرامت و اصالت اراده انسانی در عصر هوش مصنوعی است و بی توجهی به آن می تواند بنیان های حقوق خصوصی را با چالش های عمیق مواجه سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد کرمی
کارمند