واکاوی رویکردهای آموزشی در کتب درسی زبان و ادبیات فارسی: بررسی تطبیقی مهارت های زبانی و ادبی در پایه های دهم و دوازدهم
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3381
تاریخ نمایه سازی: 25 تیر 1405
چکیده مقاله:
کتاب های درسی زبان و ادبیات فارسی در دوره دوم متوسطه از مهم ترین ابزارهای تحقق اهداف برنامه درسی ملی در حوزه هویت فرهنگی، پرورش ذوق ادبی، تقویت توانش زبانی و رشد مهارت های ارتباطی دانش آموزان به شمار می آیند. در سال های اخیر، با تغییر ساختار برنامه های درسی و بازنگری در محتوای آموزشی، کتاب های فارسی، علوم و فنون ادبی و نگارش در پایه های دهم و دوازدهم با رویکردی تازه تالیف شده اند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی رویکردهای آموزشی این کتاب ها و بررسی تطبیقی نحوه توجه آن ها به مهارت های زبانی و ادبی انجام شده است. این مطالعه از نوع مروری تحلیلی است و با استفاده از اسناد رسمی، کتاب های درسی و پژوهش های مرتبط با آموزش زبان و ادبیات فارسی، به تحلیل محتوای آموزشی این کتاب ها پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که در کتاب های مورد بررسی، رویکرد غالب، تلفیقی از آموزش دانش ادبی، تقویت درک مطلب، توجه به لایه های زبانی و کوشش برای پرورش مهارت نگارش است؛ با این حال، میان اهداف مصرح برنامه درسی و سازمان یابی محتوای آموزشی، به ویژه در حوزه مهارت آموزی فعال، شکاف هایی مشاهده می شود. همچنین کتاب های فارسی بیش از آنکه به تولید زبانی دانش آموزان بپردازند، بر دریافت و تحلیل متن تمرکز دارند؛ در حالی که کتاب های نگارش ظرفیت بیشتری برای آموزش فرایندی نوشتن فراهم می کنند. در کتاب های علوم و فنون ادبی نیز گرچه کوشش شده است آموزش مفاهیم بلاغی، عروضی و سبک شناختی از حالت حافظه محور فاصله بگیرد، اما همچنان غلبه مفاهیم نظری، چالش هایی در تحقق یادگیری معنادار ایجاد می کند. بر این اساس، بازتعریف نسبت میان آموزش متن، آموزش مهارت و تجربه زیسته دانش آموزان، ضرورتی اساسی در بازنگری آتی این کتاب هاست.
نویسندگان
فریبا ظهوری لوشانی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی